تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
نمىباشد ، و با آن مخالف است ، و يا به جهت آنست كه با بيانى كه براى آنها شده است ، و عقول آنها قبول كرده است ، منافات دارد . و از اينجا ظاهر مىشود كه نحوهء فهميدن و إدراك كردن حقيقت اين معارف غير از نحوهء إدراك عقول است ، كه آن إدراك فكرى و انديشه نظرى است . و اين مطلب را خوب تفهّم كن ! و از جملهء اخبار در اين باب « 1 » ، خبر مستفيض و مشهورى است كه : إنّ حديثنا صعب مستصعب لا يحتمله إلّا ملك مقرّب أو نبىّ مرسل أو عبد مؤمن امتحن الله قلبه للإيمان . « بدرستى كه حديث ما سخت و مشكل و غير قابل دسترس ، و نيز سخت و مشكل شمرده شده و غير قابل دسترسى انگاشته شده مىباشد ، بطورى كه هيچكس نمىتواند آن را متحمّل گردد و بردارد ، مگر آنكه فرشتهء مقرّبى باشد ، و يا پيامبر مرسلى ، يا بندهء مؤمنى كه خداوند قلب او را به تحمّل ايمان ، آزمايش نموده باشد » . و از جملهء اخبار ، خبرى است كه براى رسانيدن مقصود ، از خبر سابق دلالتش بيشتر است ، و آن را در « بصائر » مسندا از أبو صامت روايت مىكند كه او گفت : از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : إنّ من حديثنا ما لا يحتمله ملك مقرّب و لا نبىّ مرسل و لا عبد مؤمن . قلت : فمن يحتمله ؟ ! قال : نحن نحتمله . « بعضى از احاديث ما چنان است كه هيچ فرشتهء مقرّبى و هيچ پيامبر مرسلى ، و هيچ بندهء مؤمنى نمىتواند آن را تحمّل كند . عرض كردم : پس چه كسى تحمّل آن را مىكند ؟ ! فرمود : خود ما تحمّل آن را مىنمائيم ! » . و اخبارى كه بر اين سياق است ، همچنين مستفيض است ، و در بعضى از
هامش
( 1 ) - اين احاديث بسيار است ، و با تعابير مختلفى بيان شده و به حدّ استفاضه مىرسد ، و آنها را مجلسى در جلد اوّل « بحار » از طبع كمپانى از ص 117 تا 126 در تحت عنوان « باب انّ حديثهم عليهم السلام صعب مستصعب و انّ كلامهم ذو وجوه كثيرة و فضل التدبّر فى اخبارهم و التسليم لهم و النّهى عن ردّ اخبارهم » آورده است .