مه فشاند نور و سگ عوعو كند * هر كسى بر باطن خود مىتند
[ بيان استاد علامه طباطبائى رضوان الله عليه در ولايت ائمه عليهم السلام ]
در مقامات و درجات ولايت امامان دوازده گانهء شيعه كه خلفاى منصوب از جانب رسول اللّه هستند ، علّامهء فقيد و بزرگوار و استاد ما : آية الله طباطبائى رضوان الله عليه مختصرى در رسالهء ولايت خود آوردهاند كه عين آن را ما در اينجا به زبان پارسى مىآوريم :
و از جمله اخبارى كه در اين باب وارد شده است ، چيزى است كه در « بحار » از « محاسن » از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمده است كه : إنّا معاشر الأنبياء نكلّم النّاس على قدر عقولهم « ما جماعت پيامبران با مردم به اندازهء عقلهايشان سخن مىگوئيم » .
اين تعبير وقتى نيكوست كه در آنجا از معانى و چيزهاى مهمّ ، امورى باشد كه فهم مستمعان از مردم بدان نرسد ، و اين معنى واضح است ، زيرا آن حضرت فرمود : نكلّم و نفرمود : نقول يا نبيّن يا نذكر و نحوها .
و اين دلالت دارد بر آنكه معارفى را كه أنبياء عليهم السّلام بيان كردهاند ، بيان آنها در حدود مقدار عقلها و ظرفيّت أفكار و انديشههاى امّتهاى آنها بوده است ، چون مىخواستند از مشكل و صعب به آسان و سهل تنازل و ميل كنند ، نه آنكه از معارف كثيره به جهت إرفاق به عقول و انديشه ، به اين مقدار مختصر و كم اقتصار كرده باشند ، و از مجموع بعضى را آورده باشند ، اينچنين نيست .
و به عبارت ديگر : تعبير رسول الله ناظر است به كيفيّت بيان ، نه كمّيّت آن ، پس دلالت دارد بر آنكه اين معارف ، حقيقتش آن درايتى است كه وراء آن چيزى است كه عقول براى وصول به آن در معارف از برهان ، و جدل ، و خطابه مىپيمايد و سير مىكند ، و پيامبران عليهم السّلام آنچه را كه بيان كردهاند ، با تمام راههائى است كه عقول از برهان و جدل و وعظ دارند با وجود آنكه آنان از اين راه به بهترين بيان بيان كردهاند ، و در شرح آن از پيمودن هر راه ممكنى دريغ نكردهاند .
و از اينجا دانسته مىشود كه براى معارف إلهيّه مرتبهايست ما فوق بيان و گفتار لفظى ، بطورى كه اگر آن مرتبه را به مرتبهء بيان تنزّل دهند ، و به لفظ و گفتار بگويند ، و به زبان آورند ، عقول عادى آن را ردّ مىكند .
و اين ردّ يا به جهت آنست كه طبق مطالب ضرورى كه در نزد آنهاست ،