أخبار آمده است ، در هزار سال آن آتش خاموش نشود .
30 - بنابر اين ، اين مردم مختلف و اين اصناف متفاوت ، أبدا غير از مرا قصد نكرده ، و در نيّت خود نياوردهاند و اگر چه نيّت و قصد ايشان غير من بوده است ، و اگر چه عقد نيّت مرا اظهار نكردهاند .
31 - زيرا آنان تابش نور مرا ديدند ، و ليكن آن را آتش پنداشتند ، و بواسطهء هدايت شدن به شعاعهاى مقيّد ( از نور مطلق من ) گمراه شدند .
32 - و اگر حجاب عالم كون نبود ، من صريحا مىگفتم ، و ليكن آنچه مرا به سكوت وا داشته است آنست كه : من به أحكام مظاهر اعتنا دارم ، و اختلاف مظاهر به وجود من قائم است .
33 - و بنابر اين در عالم وجود ، چيز عبث و بيهوده نيست ، و دستگاه آفرينش يله و رها نيست ، و بدون غايت و نتيجه آفريده نشدهاند ، و اگر چه أفعال آنها از روى سداد و صواب نباشد .
34 - امور خلايق بر اساس نشانهء أسماء إلهيّه از معزّ مذلّ و هادى و غيرها جارى مىشود ، و حكمت ظهور اوصاف ذات از إعزاز و إذلال و هدايت و غيرها ، اين حكم سعادت و شقاوت را بر آنها جارى مىكند .
35 - پيوسته تصرّف و دگرگون شدن خلايق در دو قبضهء و لا ابالى و لا ابالى است ، كه يك قبضه قبضهء نعمت بخشيدن و سعادت ، و قبضهء ديگر قبضهء شقاوت و محجوب داشتن است .
36 - اى طالب راه سعادت ! نفس را اينگونه كه ما بيان كرديم بشناس ، و يا آنكه دنبال معرفت نفس مرو . و اينست همان مطالبى كه قرآن كه در هر صبحگاهى كه خوانده مىشود ، بر آن حاكم است .
37 - و از براى من اشارهء نسبتى به مقام او ادنى مىباشد از مقام افاضهء جمع كه رسول الله - صلوات الله عليه - است در هنگام سلام بر من « 1 » .
هامش
( 1 ) - مراد السلام علينا و على عباد الله الصالحين است كه رسول خدا در نمازها قرائت مىنمودهاند و بنابر اين آن حضرت به تمام بندگان صالح خدا سلام مىكردهاند .