او و به تصرّف او در عوالم علوى و سفلى خود محفوظ است .
و لهذا هيچيك از موجودات خارجيّه و حقايق عالم و ارواح عالم ، قدرت بر باز كردن خزينههاى الهيّه و تصرّف كردن در آنها را ندارند مگر با اذن و اجازهء اين كامل ، چون او داراى اسم اعظم خداست كه به واسطهء آن عالم نشو و نما دارد .
و بنابر اين هيچ يك از معانى از عالم باطن به ظاهر بيرون نمىآيد ، و خارج نمىشود ، مگر با حكم او ، و هيچ چيزى از عالم ظاهر به باطن نمىرود و داخل نمىشود مگر به أمر او ، و اگر چه خودش به واسطهء غلبهء عالم بشريّت بر اين دخول و خروج جاهل باشد » .
[ گفتار شيخ عبد الكريم جبلى دربارهء انسان كامل ]
تا آنكه گويد : و قد صرّح شيخنا ( رض ) فى كتاب المفتاح أنّ من علامات الكامل أن يقدر على الإحياء و الإماتة و أمثالهما « 1 » .
« و شيخ ما تصريح كرده است كه انسان كامل ، از علاماتش اينست كه قدرت بر زنده كردن و ميراندن و امثالها را داشته باشد » .
و شيخ عبد الكريم جيلى در كتاب « انسان كامل » گويد : « بدان كه انسان ، نسخهء حقّ تعالى است ، همچنان كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خبر داده است ، آنجا كه گفته است : خلق الله آدم على صورة الرّحمن « خداوند آدم را بر صورت رحمن آفريده است » . و در حديث ديگر وارد است كه : خلق الله آدم على صورته « خداوند آدم را بر صورت خود آفريده است » .
و علّتش آنست كه خداوند تعالى حىّ عليم قادر مريد سميع بصير و متكلّم است و همچنين انسان حىّ عليم - تا آخر صفات - است ، و سپس هويّتش با هويّت حقّ ، و إنّيّتش با إنّيّت حقّ ، و ذاتش با ذات حقّ ، و كلّش با كلّ حقّ ، و شمولش با شمول حقّ ، و خصوصيّتش با خصوصيّت حقّ مقابله دارد .
و از براى انسان كامل مقابلهء ديگرى با حضرت حقّ است ، و آن مقابلهء با حقايق ذاتيّهء اوست .
و بدان كه : انسان كامل كسى است كه به حكم اقتضاى ذاتى خود ،
هامش
( 1 ) - « شرح قيصرى » ص 74 .