تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
محمّد صلوات الله عليهم اجمعين . « 1 » سيّد حميرى گويد :
رُدَّتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ لَمَّا فَاتَهُ * وَقْتُ الصَّلَاة وَ قَدْ دَنَت لِلْمَغْرِبِ حَتَّى تَبَلَّجَ نُورُها فى افُقِهَا * لِلْعَصْرِ ثُمَّ هَوَتْ هَوَىَّ الْكَوْكَبِ وَ عَلَيْهِ قَدْ رُدَّتْ بِبَابِلَ مَرَّة * اخرى وَ مَا رُدَّتْ لِخَلْقٍ مُعْرَبِ إلّا لِيُوشَعَ أوْلَهُ مِنْ بَعْدِهِ * وَ لِرَدِّهَا تَأْوِيلُ امْرٍ مُعْجِبِ . « 2 »
« چون وقت نماز أميرالمؤمنين فوت شد ، و خورشيد در آستانهء غروب قرار گرفت ، براى نماز على بازگشت نمود . به طورى كه نور آن در افق مىدرخشيد ، و براى نماز عصر على تلألؤ داشت ؛ و سپس مانند ستاره‌اى كه فرو افتد ، فرو افتاد . و بار ديگر خورشيد در شهر بابل براى على برگشت ؛ و براى احدى از مردم خورشيد برنگشته است . مگر اوّلين بار براى يوشع بن نون و پس از آن براى على ؛ و در اين بازگشت اسرار امر شگفت آورى است . » و نيز حميرى گويد :
عَلِىُّ عَلَيْهِ رُدَّتِ الشَّمْسُ مَرَّة * بِطَيْبَة يَوْمَ الوَحْىِ بَعْدَ مُغَيَّب وَ رُدَّتْ لَهُ اخرى بِبَابِلَ بَعْدَ * مَا افَتْ « 3 » وَ تَدَلَّتْ عَيْنُهَا لِغُروبِ « 4 »
« على آن كسى است كه يك بار خورشيد براى او برگشت در شهر پاك و پاكيزه ( مدينه ) در روز وَحْى پس از آنكه در افق پنهان گشته بود . و يك بار ديگر در بابِل براى او برگشت پس از آنكه سير خود را در آسمان
هامش
( 1 ) . « مناقب » ابن شهرآشوب ج 1 ، ص 460 . علّامهء امينى در جلد 3 « الغدير » از ص 126 تا ص 142 راجع به حديث ردّ شمس و جواب منكرين و بيان روات اين حديث از اعلام علماء بحث كرده و فرموده است كه : بزرگان از اعلام كه اين حديث را روايت كرده‌اند چهل و سه نفرند . هر كس مشروحاً بخواهد مراجعه كند . و نيز در ج 3 « الغدير » ص 393 گويد : حديث ردّ شمس را در بابل براى أمير المؤمنين عليه السّلام نصر بن مزاحم در كتاب « صفّين » با اسناد خود از عبد خير آورده است ، و عبد خير ، كيفيّت نماز خود را با على " عليه السّلام " نقل مىكند كه البتّه با روايت ابن شهرآشوب تفاوت دارد . ( 2 ) . « مناقب » ابن شهرآشوب ج 1 ، ص 460 . ( 3 ) . « الافا - كعصا - ابرى را گويند كه آبش تمام شده و در آسمان حركت مىكند و ظاهراً افَتْ از همين مادّه است . ( 4 ) . همان مصدر .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 43 | السيد محمد حسين الطهراني