تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
جابربن عبد الله انصارى و أبوذر غفارى و ابن عبّاس و أبو سعيد خُدرى و أبو هريره و حضرت صادق " عليه السّلام " روايت كرده‌اند كه : حضرت رسول اللّه " صلّى الله عليه و آله و سلّم " در كُراع الغَميم نماز گزاردند ، و چون سلام نماز را دادند وحى بر آن حضرت نازل شد . در اين حال علىّ بن أبىطالب آمد و پيغمبر را در حال نزول ديد ، نشست و رسول خدا را در بغل گرفته و تكيهء حضرت را به خود داد و همين طور وحى بر پيغمبر مىآمد تا آفتاب غروب كرد . چون نزول وحى به پايان رسيد ، فرمود : اى على نماز خوانده‌اى ؟ عرض كرد : نه ! و قضيّه را براى رسول خدا بيان كرد . رسول خدا فرمود : دعا كن خدا خورشيد را براى تو برگرداند . أميرالمؤمنين دعا كردند ، در اين حال ناگهان خورشيد پاك و نورانى ظاهر شد . » و در روايت أبو جعفر طحاوى است كه : « رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم عرض كردند : بار پروردگارا على در طاعت تو طاعت رسول تو بود ، خورشيد را براى او برگردان ، خورشيد برگشت . حضرت أميرالمؤمنين " عليه السّلام " برخاستند و نماز خود را به جاى آوردند . چون از نماز فارغ شدند خورشيد فرو نشست و ستاره ظاهر شد . » و در روايت أبو بكر مَهرويه چنين وارد است كه : « أسماء گفت : سوگند به خدا كه چون خواست خورشيد فرو بنشيند صدائى مانند صداى ارّه كه در چوب فرو رفته و مشغول بريدن است به گوش ما رسيد . » أبو بكر مَهرويه گويد : و اين قضيّه در ناحيهء ضَهياء « 1 » در راه جنگ خيبر واقع شد . و نيز روايت است كه : آن حضرت نماز خود را به طور ايماء و اشاره خواندند و چون خورشيد برگشت به امر رسول الله " صلّى اللّه عليه و آله و سلّم " اعاده كردند . » « 2 » و در اين قضيّه صاحب بن عبّاد گويد :
لَا تُقْبَلُ التَّوبَة مِن تائِبٍ * إلّا بِحُبِّ ابنِ أبى طالبٍ
« توبهء گناهكارى ابداً قبول نمىشود مگر به محبّت علىّ بن أبى طالب . »
أخى رَسُولِ اللهِ بَلْ صِهْرِهِ * وَ الصِّهْرُ لَا يُعْدَلُ بِالصَّاحِبِ
« برادر رسول خدا بلكه داماد رسول خدا است ، و داماد ابداً قابل قياس و برابر با صاحب و رفيق نخواهد بود . »
هامش
( 1 ) . ضهياء ممكن است زمين قَفر و بى آب و علف باشد . ( 2 ) . « مناقب » ابن شهرآشوب ج 1 ، ص 459 .