تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
ابن شهرآشوب گويد : ابن مردويه در كتاب « مناقب » ، و أبو اسحاق ثعلبى در تفسير خود ، و أبو عبد الله بن منده در كتاب « معرفة » ، و أبو عبد الله نطنزى در « خصائص » ، و خطيب در « أربعين » ، و أبو احمد جرجانى در « تاريخ جرجان » داستان ردّ الشّمس را براى أميرالمؤمنين ذكر كرده‌اند ، و أبو بكر ورّاق كتابى در طرق احاديث ردّ شمس نوشته ، و أبو عبد الله جعل كتابى در اثبات امكان و جواز ردّ شمس نگاشته ، و أبوالقاسم حسكانى مسأله‌اى در تصحيح ردّ شمس و ترغيم نواصب معاند آورده ، و أبو الحسن شاذان كتابى در بيان كيفيّت ردّ شمس به أميرالمؤمنين " عليه السّلام " نوشته ، و أبو بكر شيرازى در كتاب خود حديث ردّ شمس را مفصّل و مستوفى با اسناد خود از شعبه از قَتاده از حسن بصرى از امّ هانى ذكر كرده است ، و سپس گفته كه : حسن بصرى بعد از اين روايت گفته است كه : خداوند تعالى در اين باره دو آيه نازل فرموده است : اوّل قوله تعالى :
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرادَ شُكُوراً .
« 1 » يعنى اين جانشين آن مىشود براى كسى كه بخواهد فرض واجب خود را بجاى آورد يا آنكه فريضه بجاى نياورده خوابيده باشد يا قصد حمد و شكر پروردگار را داشته باشد . دوّم قوله تعالى :
يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهارِ وَ يُكَوِّرُ النَّهارَ عَلَى اللَّيْلِ .
« 2 » و بعداً گفته است كه شمس براى أميرالمؤمنين " عليه السّلام " چندين مرتبه برگشت . يك مرتبه همان دفعه‌اى كه سلمان روايت كرده است ، و در روز بساط ، و روز خندق ، و روز حُنين ، و روز خيبر ، و روز قرقيساء « 3 » ، و روز بَراثا ، و روز غاضريّه ، و روز نهروان ، و روز بيعت رضوان ، و روز صفّين ، و در نجف ، و در بنى مازر ، و در وادى عقيق ، و بعد از احُد . و كلينى روايت كرده كه در مسجد فضيخ در مدينه خورشيد براى آن حضرت برگشته است ! امّا آن مقدارى كه معروف است دو مرتبه است : يكى در زمان حيات رسول خدا در كُراع الغَميم ، و ديگر بعد از رحلت آن حضرت در بابِل . امّا در زمان حيات ، همان مرتبه‌اى است كه امّ سلمه و اسماء بنت عُمَيس و
هامش
( 1 ) . سورهء فرقان ، 25 : آيه 62 . ( 2 ) . سورهء زمر ، 39 : آيه 5 . ( 3 ) . قرقيساء شهرى است در ساحل فرات .