منقطع و جدا بود و فرشتگان عالم كبريا و عظمت خدا از نور جلال و عظمت در دل او افاضه كرده بودند ، بنابراين روحش به قواى ملكوتى قوّت گرفت و شباهت به آن حقايق و جواهر ارواح عالم ملكوت پيدا كرد و نورهاى شديد عالم قدس و عظمت در وجود او درخشان و متلألأ شد ، بنابراين چنان قدرت و قوّتى در او طلوع كرد كه درِ خيبر ( را كه چهل و چهار نفر نتوانستند از زمين بردارند او به يك ضربه كند و پرتاب كرد و پل براى عبور لشگر به داخل قلعهء خيبر قرار داد ، و آن ) را چنان از جا بركند كه ديگران أبداً چنين قدرتى در آنها ديده نشد . » تا اينجا كلام رازى را نقل كرديم .
آمدن أميرالمؤمنين " عليه السّلام " از مدينه به مدائن براى دفن سلمان ( ره )
ابن شهرآشوب روايت كند از حبيب بن حسن عَتَّكى از جابربن عبد اللّه انصارى كه گفت : « حضرت أمير المؤمنين " عليه السّلام " نماز صبح را به جماعت در مدينه با ما خواندند و پس از آن رو به ما نموده گفتند : اى مردم خدا اجر شما را در مرگ برادرتان سلمان ، بزرگ قرار دهد . و در آن وقت عمامهء رسول خدا را به سر بستند ، و دِراعه رسول خدا را پوشيدند و قَضيب رسول خدا را به دست گرفته و شمشير او را حمايل نموده و بر ناقهء غضباء كه از رسول خدا به ارث رسيده بود سوار شدند و به قنبر گفتند : از يك تا دَه بشمار ، قنبر گويد : همين كه شمردم ما در مدائن در پشت در خانهء سلمان بوديم . زاذان گويد كه چون : مرگ سلمان نزديك شد من به او گفتم : كه ترا غسل مىدهد ؟ گفت : همان كسى كه رسول خدا را غسل داده است . گفتم : اى سلمان تو در مدائن هستى و او در مدينه است . گفت : اى زاذان چون جانم از بدنم پرواز كرد چانه و لحيهء مرا ببند در آن حال صداى چيزى كه به زمين افتد خواهى شنيد . زاذان گويد : سلمان روحش از قالب تن پرواز كرد ، من چانهء او را بستم ، در آن حال صداى چيزى كه به زمين سقوط نمايد در پشت در شنيدم . در را باز كردم ديدم أمير المؤمنين " عليه السّلام " است . حضرت فرمود : اى زاذان بندهء صالح و عبد پرهيزگار خدا سلمان جان داد ؟ عرض كردم : بلى اى آقاى من . حضرت وارد شد و رداء را از روى سلمان كنار زد ، سلمان بر روى أمير المؤمنين تبّسمى كرد . حضرت فرمود : آفرين بر تو اى سلمان ، چون به محضر مقدّس رسول خدا " صلّى اللّه عليه و آله و سلّم " رسيدى بگو بعد از تو امّت تو با على چهها كردند . حضرت مشغول غسل و كفن او شدند و چون بر سلمان نماز گذاردند از آن حضرت صداى تكبير شديدى شنيديم و دو نفر ديگر را ديديم كه با آن حضرت نماز
امام شناسى (فارسى) — صفحة 35
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٥