تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
خرابى عمران و قطع نسل و اختلال نظام خواهد شد . و در اين صورت حتماً بايد قانونى در ميان آنها حكومت كند كه معاش آنها را منظّم كند و راه صحيحى را براى زندگى در پيش پاى انان قرار دهد ، و آن قانون شريعت است كه امور دنيوى آنها را اصلاح مىكند و در راه حفظ حقوق و عدم تعدّى و تجاوز و تجاسر به ديگران آنها را تربيت مىدهد ، و راهى را نيز براى وصول به خدا معيّن مىكند و آنها را به عالم ماوراء طبيعت و مادّه متوجّه نموده و به ياد آخرت و نتيجهء اعمال مىاندازد ، و كوس رحيل را به سفر سوى خدا در گوش آنان مىنوازد ، و آنها را مىترساند ، و از راه نزديك دعوت حقّ را به آنها ابلاغ مىكند ، و به صراط مستقيم رهبرى مىنمايد . اين اساس تربيت شرعى بايد به دست فرد انسانى انجام گيرد چون مباشرت فرشتگان در اداء اين امر محال است و حيوانات پائين ترند از آنكه بتوانند مربّى بشر گردند . و آن فرد انسان بايد به آيات و به بيّناتى از جانب خداى خود مؤيّد شود تا مردم دعوت او را بپذيرند و نوع بشر در مقابل او خاضع گردند و آن معجزه است . بنابراين در سنّت حضرت بارى تعالى شأنه العزيز ارسال چنين فردى لازم و حتمى است . و هم‌چنانكه خدا در عنايت نظام عالم از ريزش باران دريغ نمىكند چون زمين به باران در پرورش درختان و گياهان و حيوانات و انسان‌ها محتاج است همين طور نظام عالم بى نياز از امامى نيست كه صلاح دنيا و آخرت را به بنى نوع خود بفهماند . آرى كسى كه در نظام احسن آفرينش از رويانيدن موى ابروان به جهت زيبائى نه به جهت لزوم و ضرورت مضايقه نكرده است چگونه ممكن است از فرستادن امامى كه وجودش رحمة للعالمين ، و معرّفى او نشانهء هدايت در صراط مستقيم است خوددارى كند . بنابراين لطف و عنايت از مقام منيع خداست كه چنين شخصى را ايجاد فرموده و براى دستگيرى بشر در راه نفع عاجل و سلامت نفس در آخرت و خير آجل بفرستد . اين شخص خليفهء خداست در روى زمين و اوست امامى كه او را براى رهبرى بندگان و كانون فيض بخش و نور دهنده در ميان بلاد و اقوام مقرّر فرموده است .

ضرورت وجود امام براى جامعه

در اينجا اگر اين شبهه پيش آيد كه : اين دليل فقط دلالت بر لزوم فرستادن پيغمبر از اجانب خدا مىنمايد كه داراى شريعت و قانون باشد و خود آن پيغمبر مبيّن شريعت خود مىباشد و دلالت بر لزوم امام را ندارد . جواب آن است كه