وَ لَا تَصْلُحُ الوُلاة مِن غَيْرِهِمْ « 1 » « كجا هستند كسانى كه از روى دروغ و دشمنى با ما ادّعا مىكنند كه آنان استواران در عِلمَند ؟ در حالى كه خداوند درجه و منزلت ما را بلند نموده و مقام آنها را پست قرار داده است ، و از نعمتهاى علوم و معارف خود ما را بهرهمند فرموده و آنها را محروم كرده است ، و در ايمان و توحيد و درجات قرب ، ما را داخل كرده و آنان را خارج نموده است . به واسطهء ماست كه هدايت در ميان افراد بشر قسمت مىشود و هر كس بهرهء خود را از آن در مىيابد ، و به واسطهء ماست كه روشنائى چشم و نور باطن در دل مردم ظهور مىكند و هر كس مىتواند پردههاى ظلمات جهل را پس زده و به نور بصيرت ديدگانش روشن گردد . پيشوايان و رهبران اجتماع پيوسته از طايفهء قريش بوده و در آل محمّد از طايفهء بنى هاشم قرار داده شدهاند . امامت و رهبرى براى غير آنان سزاوار نيست و جايز نيست كه حكمفرمايان امّت از غير آنها بوده باشند . »
و در خطبهء 145 مىفرمايد : وَ اعْلَمُوا أنَّكُم لَن تَعْرِفُوا الرُّشدَ حَتَّى تَعْرِفوا الَّذى تَرَكَهُ ، وَ لَنْ تَأخُذُوا بِمِيثاقِ الكِتابِ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذى نَقَضَهُ ، وَ لَنْ تُمَسِّكُوا بِهِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى نَبَذَهُ ، فَالتَمِسُوا ذَلِكَ مِن عِندِ أهلِهِ فَإنَّهُمْ عَيْشُ العِلْمِ وَ مَوْتُ الجَهْلِ ، هُمُ الَّذينَ يُخْبِرُكُم حُكْمُهُمْ عَنْ عِلْمِهِمْ وَ صَمْتُهُمْ عَنْ مَنطِقِهِمْ وَ ظَاهِرُهُمْ عَن بَاطِنِهِمْ لَا يُخالِفُونَ الدِّينَ وَ لَا يَخْتَلُفُونَ فِيهِ ، فَهُوَ بَيْنَهُمْ شَاهِدٌ صَادِقٌ وَ صَامِتٌ نَاطِقٌ . « 2 »
« و بدانيد كه هرگز راه مستقيم و سعادت را نخواهيد شناخت مگر آنكه بشناسيد كسى را كه آن راه را ترك كرده است تا از فعل او تبرّى جوئيد و به ضدّ آن كه راه حقّ است بگرائيد ، و هيچگاه عهد و پيمان قرآن كريم را بر ذمّه و عهدهء خود قرار نمىدهيد مگر آنكه بشناسيد كسى را كه آنرا نقض كرده و درهم شكسته است ، و در عمل به قرآن كريم ثابت قدم و استوار نمىشويد و به آن چنگ نمىزنيد و متمسّك نمىگرديد مگر آنكه بشناسيد كسى را كه آنرا از درجهء اعتبار ساقط كرده و عملًا به دور انداخته است ( يعنى يكى از شرائط فهم كتاب خدا و تماميّت درجهء معرفت به آن شناختن مخالفان قرآن و منكران آن است ، و تا أئمّهء ضلال شناخته نشوند و از قول و
هامش
( 1 ) . « نهج البلاغة » جزء اوّل ، ص 262 .
( 2 ) . « نهج البلاغة » خطبهء 145 جزء اوّل ص 267 ، و « ينابيع المودّة » ص 446 .