نمودن عصا ، و زنده كردن مردگان ، و شتر زنده از كوه بيرون آوردن ، و قرآن كريم را بر مردم عرضه داشتن ، مردم را به سوى خدا هدايت مىكنند . اين قول را فخر رازى از قاضى نقل كرده و گفته است كه با اين معنى ، آيه منتظم بوده و اين وجه صحيحى است « 1 » و نيز شيخ طبرسى اين قول را از ابن عباس در روايت ديگر و از قتادة و زجاج و ابن زيد نقل كرده است . « 2 »
سيوطى گويد : ابن شيبة و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و ابو الشيخ از مجاهد تخريج روايت كردهاند فى قوله تعالى :
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
، قال : المنذر محمّد « صلّى اللّه عليه و آله و سلّم » و لكل قوم هاد نبى يدعوهم الى الله « 3 » « مجاهد گفته است : مراد از منذر محمد است ، و مراد از هادى پيغمبر هر زمانى است كه مردم را به سوى خدا دعوت مىنموده است . »
اين تفسير خلاف ظاهر آيه نيست و ليكن بايد گفت : چرا رهبران به سوى خدا اختصاص به پيغمبران داشته باشند ؟ اوصياى پيغمبران مانند حضرت يوشع بن نون ، و شمعون صفا ، و على بن أبى طالب و ساير ائمه طاهرين حقّاً هدايت كنندگان بشر به سوى خدا هستند كه با نور خدا و با هدايت خدا مردم را رهبرى مىكنند .
و بنابراين وجه چهارم پيدا مىشود و آن اينكه بگوئيم : مراد از هادى ، هر هدايت كنندهاى است به سوى خدا اعمّ از پيغمبران و اوصياى آنها ، و در آيه مباركه ، خود رسول خدا مصداق هادى هستند و ائمهء طاهرين نيز مصداق اين عنوان هستند . و اين قول را در تحت عنوان احتمال چهارم در « مجمع البيان » نقل كرده است و گفته است : المراد بالهادى كل داع الى الحق « 4 » و علّامهء طباطبائى مد ظلّه السّامى نيز اين احتمال را تقويت نمودهاند « 5 » و سيوطى گويد : ابن جرير و ابن ابى حاتم و ابو الشيخ تخريج روايت كردهاند از ابن عبّاس كه او گفته است :
وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
، قال : داع « 6 » « مراد از هادى هر داعى به سوى پروردگار است . »
هامش
( 1 ) . تفسير فخر ج 19 ص 13 .
( 2 ) . تفسير مجمع ج 3 ص 278 .
( 3 ) . تفسير مجمع البيان ج 3 ص 278 .
( 4 ) . همان مصدر .
( 5 ) . تفسير الميزان ج 11 ص 335 و ص 359 .
( 6 ) . الدر المنثور ج 4 ص 45 .