است هادى امّت به سوى خداست » .
و نيز محمّد بن يعقوب كلينى نظير اين روايت را با سند ديگر از حماّد بن عيسى از حريز بن عبد الله از حضرت صادق « عليه السّلام » روايت كرده است « 1 » و نيز شيخ صدوق ابن بابويه قمى با سند خود از محمّد بن مسلم از حضرت صادق « عليه السّلام » نقل كرده است « 2 » و نيز از بريد بن معاويه عجلى از حضرت امام محمد باقر « عليه السّلام » با سند متصّل خود روايت كرده « 3 » و نيز با سند ديگر از عمر بن اذينه از بريد بن معاويه عجلى از حضرت باقر « عليه السّلام » روايت كرده است . و على بن ابراهيم قمى در تفسير با سند متصّل خود از حضرت صادق « عليه السّلام » آورده است « 4 » و نيز عيّاشى در تفسير خود از حضرت ابىجعفر « عليه السّلام » با سند متصّل خود آورده است « 5 » .
طبقه دوّم - رواياتى هستند مبنى بر آنكه مراد از هادى ائمّه هستند يكى از پس از ديگرى ، كلينى با سند متّصل خود از بريدين معاويه عجلى از حضرت امام محمد باقر « عليه السّلام » آورده است فى قول الله عز و جل :
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
، فقال عليه السّلام : رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم المنذر ، و لكل زمان منا هاد يهديهم الى ما جاء به نبى الله صلى الله عليه و آله و سلم ثم الهداة من بعده على ثم الاوصياء واحدا بعد واحد « 6 » « مراد از منذر در آيه شريفه پيغمبر خداست و در هر زمانى از ما يك نفر راهبر و هادى خواهد بود كه مردم را در راه دين پيغمبر خدا سوق مىدهد . راهبران بعد از رسول اكرم على و يكايك از اوصياى او يكى پس از ديگرى هستند . »
و نيز سيّد هاشم بحرانى در « تفسير برهان » نظير اين حديث را از حنّان بن سدير از پدرش از حضرت امام محمد باقر « عليه السّلام » آورده است « 7 » و عياشى در تفسير خود از بريد بن معاويه عجلى از حضرت امام محمّد باقر « عليه السّلام » آورده است :
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
. فقال : قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : انا المنذر ، و فى كل زمان امام منا
هامش
( 1 ) . غاية المرام ص 235 حديث ششم مكررا " .
( 2 ) . غاية المرام ص 235 ذيل حديث ششم مكررا " ، و تفسير برهان ج 1 ص 518 .
( 3 ) . غاية المرام ص 236 حديث هشتم ، و تفسير برهان ج 1 ص 518 .
( 4 ) . غاية المرام ص 236 حديث دهم .
( 5 ) . بحار الانوار ج 9 ص 76 ، و غاية المرام ص 237 حديث هفدهم .
( 6 ) . غاية المرام ص 235 حديث دوم مكررا " و تفسير برهان ج 1 ص 518 .
( 7 ) . تفسير برهان ص 519 .