لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
، قال : محمد المنذر و الهادى الله عز و جل « 1 » « منذر محمّد « صلّى اللّه عليه و آله و سلّم » و هدايت كننده خداست » . و نيز نظير اين روايت را ابن جرير و ابن مردويه از ابن عبّاس تخريج كردهاند . « 2 »
گرچه در حقيقت هادى خداست ليكن ظاهر اين آيه كه هادى را در مقابل پيغمبر قرار داده است مراد كسى است كه مردم را به سوى خدا هدايت نمايد . بنابراين ، اين تفسير خلاف ظاهر آيه بوده و قابل قبول نيست .
وجه دوّم آنكه گفتهاند : مراد از هادى خود رسول خداست ، و كلمه لكل قوم متعلّق به هاد بوده و بر آن مقدّم شده است ، و در اصل چنين بوده است : انما انت منذر و هاد لكل قوم « اى رسول ما تو فقط ترساننده هستى و هدايت كنندهاى هر قوم و جمعيتى را » . و بنا بر اين كلمه لكل قوم متعلّق به كلمهء هاد خواهد بود « 3 » و اين از عكرمه و ابو الضّحى « 4 » و حسن بصرى و جبائى « 5 » نقل شده است . سيوطى گويد : ابن جرير از عكرمة و ابو الضحى تخريج روايت كرده است در قول خداى تعالى :
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
، قالا : محمد « صلى الله عليه و آله و سلم » هو المنذر و هو الهادى « 6 » « گفتهاند كه محمد صلى الله عليه و آله و سلم هم منذر و هم هادى است » . و نيز نظير اين روايت را ابن جرير و ابن مردويه از ابن عباس تخريج كردهاند « 7 » .
اين قول گرچه خلاف ظاهر آيه نيست ليكن از نقطه نظر معنى قابل خدشه است و آن اينكه به چه جهت در آيه منذر بودن رسول خدا به نحو اطلاق وارد شده است و لكن هدايت آن حضرت نسبت به هر جمعيّتى بوده است ؟ اگر رسول خدا براى هر جمعيّتى رهبر باشد براى همان جمعيّت نيز منذر است ، و بنابراين بايد كلمه لكل قوم متعلق به كلمه منذر و كلمه هاد هر دو باشد در حالى كه متعلّق به خصوص كلمه هاد در آيه مباركه است .
وجه سوّم آنكه مراد از هادى خصوص پيغمبر هر زمانى بوده باشد . يعنى اى پيغمبر تو در اين زمان مردم را از عذاب خدا مىترسانى و به معجزهء خودت قرآن مجيد دعوت مىكنى و هدايت مىنمائى ، و در هر زمان انبياء با معجزات خود مانند اژدها
هامش
( 1 ) . الدر المنثور ج 4 ص 45 .
( 2 ) . همان مصدر .
( 3 ) . تفسير فخر رازى ج 19 ص 14 .
( 4 ) . تفسير ابو الفتوح ج 6 ص 462 .
( 5 ) . تفسير مجمع البيان ج 3 ص 278 .
( 6 ) . تفسير الدر المنثور ج 4 ص 45 .
( 7 ) . همان مصدر .