تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
ملائكه محسوس ، و آوردن كتاب محسوس از آسمان ، و طلا شدن سنگها ، و جارى شدن چشمه‌ها و نهرها در كوهستان مكّه ، يا داشتن عمارت و منزلى از جواهرات ، يا بالا رفتن به آسمان و أمثال ذلك درخواست مىنمودند ، و چون رسول خدا دعوت آنها را اجابت نمىكرد در مقام ايراد ( با عدم توّجه به آيات قرآن كه حلال هر مشكل و پاسخگوى هر سؤال و امر غامض است ) مىگفتند : لو لا انزل عليه آية من ربه . آن قدر اين ايراد پست و زشت به نظر رسيد كه خداوند آنها را در مقام جواب مخاطب قرار نداد بلكه راجع به كلام آنها نيز با پيغمبرش سخنى نگفت و فقط پيغمبر خود را در يك امر اصيل مخاطب نموده ، فرمود : انما انت منذر و لكل قوم هاد « اين است و جز اين نيست كه وظيفهء راجع به تو فقط بيدار باش دادن و هشدار دادن و ترساندن مردم است نه چيز ديگر ، و براى هر دسته و جمعيتى از طرف خداوند هدايت كننده‌اى معين شده است » . اين آيه دلالت دارد بر آنكه هيچ گاه زمين از امام و حجّت خالى نخواهد بود و هميشه براى طبقات مختلفهء مردم در عصور متفاوته راهنما و هادى از جانب خدا كه آنها را به راه حقّ دعوت كند خواهد بود خواه آن راهنما خود پيغمبر منذر باشد يا غير پيغمبر كه به هدايت خدا هدايت يافته باشد . مفسرين اختلافى نكرده‌اند در آنكه مراد از منذر رسول اكرم است چون جمله انما انت منذر صريح در انحصار وصف انذار در خصوص آن حضرت است . ليكن در معنى و مراد از هادى به چهار وجه آيه را تفسير نموده‌اند .

در معانى ذكر شده براى هادى در آيه شريفه

وجه اول آنكه گفته‌اند مراد از هادى خدا است . يعنى اى پيغمبر تو فقط داعى به سوى خدا هستى و مردم را از عواقب وخيم اعمال زشت خود بيم مىدهى ليكن خدا است كه هدايت در دست او است و هر گروه و دسته‌اى را به مقام امن و امان خود رهبرى مىكند . و اين قول از سعيد بن جبير و ابن عباس و ضحاك « 1 » و مجاهد نقل شده است « 2 » سيوطى گويد : ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم از سعيد بن جبير تخريج حديث كرده‌اند كه او گفت : فى قوله تعالى :
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ
هامش
( 1 ) . تفسير ابو الفتوح رازى ج 6 ص 462 . ( 2 ) . تفسير مجمع البيان ج 3 ص 278 و تفسير فخر رازى ج 19 ص 14 .