برد و اصل جمال و جلال كه همه اسماء خدا منطوى در آن دو مىباشد ، استوار نموده است .
و از همه مهمّتر ربط اين همه مطالب و قوانين و داستانها و حكايات انبياء و امّتها و سير آفاقى در آسمانها و ستارگان و شب و روز و زمين و باران و ابر و باد و پيدايش سبزى و طراوت و به وجود آمدن انسان و مراحل تدريجى جنين و حيوان و موت و بعث و نتايج اعمال و حساب در جميع مخلوقات و وجود همه و همه در يك كتاب مختصر و موجز كه مىتوان آنرا در جيب خود قرار داد با آن لحن عالى و سبك بديع در طرف ديگر ، معجزهء باقيّهء رسول خدا تا قيامت براى علماء و مَهَرهء هر عصر و زمان خواهد بود ، چنان كه خودش به اين مرحله تحدّى نموده و در مقام اعجاز ، تمام افراد بشر را به آوردن مثل آن دعوت مىكند . بنابراين اگر مردم به اين قرآن ايمان نياورند هرگز به معجزاتى مانند معجزهء حضرت موسى و عيسى ايمان نخواهند آورد .
و ثالثاً - آنچه خدا به عهده خود گرفته است آوردن معجزه است براى پيغمبران خود كه بدين وسيله ارتباط آنان با خدا و عالم غيب معلوم شود و سند نبوّت آنها باشد نه آنكه به دلخواه مردم هر روز يك نوع معجزه تازهاى بفرستد . معجزات پى در پى مردم را بىفهم و جامد بار مىآورد و نيروى عقل را از آنها مىگيرد و سنّت خدا را در تربيت بشر و راه تكامل آنها را بر اساس اختيار و مجاهده و عمل صالح باطل و عاطل مىكند . اگر بشر سر تسليم و اطاعت داشته باشد با يك معجزه بايد تسليم شود و اگر نداشته باشد با معجزات بسيار و متنوّع نيز تسليم نشده و آنها را به سحر و شعبده حمل نموده و براى فرار نفس خود از پيروى پيغمبر خود هر راه غلط و كجى را طى مىكند ، چنان كه خداى تعالى فرمايد :
وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ
« 1 » و علاوه مقدار اشتها و درخواست بشر حد معينى ندارد ، بشر هر روز يك معجزه تازه غير از معجزه ديروز از پيغمبر خود طلب مىكند و بدين طريق پيامبران بايد آلت اجراى منويات فاسده آنها قرار گيرند و به عوض تربيت و تعليم و نشان دادن طريق مستقيم راى به سوى خدا دائما در مقام ابطال سنت اسباب برآمده و طبق هواى نفسانى قوم خود امور آنها راى از طريق خرق عادت انجام دهند .
مشركين و كفّار مكّه از رسول خدا معجزاتى متنوع و چشمگير مانند نزول
هامش
( 1 ) . سوره انفال ( 8 ) آيه 23 .