درس 57 تا 60
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
و صلّى اللّه على محمّد و آله الطاهرين
و لعنة الله على اعدائهم اجمعين من الآن الى قيام يوم الدين
و لا حول و لا قوّة الا بالله العلىّ العظيم
قال الله الحكيم فى كتابه الكريم :
وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
« 1 »
« و مىگويند آن كسانى كه كافر شدهاند : چرا از جانب پروردگار محّمد « صلّى اللّه عليه و آله و سلّم » براى او آيه و معجزهاى نازل نمىشود ؟ ( اى رسول ما ) تو ترساننده هستى ( وظيفه تو همين است و بس ) و از براى هر قوم و طائفهاى هدايت كنندهاى خواهد بود . »
در احاديث و روايات بسيار از طريق شيعه و سنى چه در كتب روايات و چه در كتب تفاسير از رسول خدا « صلى اللّه عليه و آله و سلم » روايت شده است كه مراد از هادى در اين آيه شريفه اميرالمؤمنين على بن أبىطالب « عليه السّلام » است . و ما قبل از آن كه وارد در بحث اين دسته از روايات شويم لازم است اجمالا تفسير اين آيه را ذكر كنيم . مشركين و كفّار قريش از رسول خدا معجزاتى مانند معجزات حضرت موسى و عيسى و صالح و غيرهم از قبيل اژدها شدن عصا ، و يد بيضاء ، و مرده زنده كردن ، و كور مادرزاد را بينا نمودن ، و مريض مبتلا به پيسى را شفا دادن ، و از سنگ كوه ، شتر زنده بيرون آوردن تقاضا مىنمودند و مىگفتند : اگر اين پيغمبر راست مىگويد چرا از قبيل اين معجزات از او صادر نمىشود و خداى او براى امداد و كمك او از آسمان نظير اين خارق عادات را براى او نازل نمىكند ؟ آنها قرآن مجيد را كه بزرگترين معجزه است قبول نداشته و در آن شكّ و ريب مىنمودند و به آن التفات و توجّهى نمىنمودند و به دنبال معجزات
هامش
( 1 ) . سوره رعد ( 13 ) آيه 7 .