چون در آن آيات ، آنان خدا را به غفور و شكور مىستايند ، و اين معنى مناسب با گناه و آمرزش و عمل نيك و پاداش آن است ، و اين راجع به دستهء اوّل و دوّم است . ديگر آنكه حمد خداى را به جاى آرند آن خدائى كه اندوه و غصّه را از آنان برده و در آن بهشت مخلّد و مكان اقامت دائم از فضل خود بدون تعب و سختى و رنج و ناراحتى داخلشان كرده است . و اين فقرات از حمد نيز با دو دستهء اوّل مناسبت دارد نه با دستهء سوّم كه آنها بدون حساب وارد در بهشت شوند و در حرم امن و امان الهى
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
جاى گيرند و با خطاب يا ايتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك راضية مرضية مخاطب شوند .
وارثين كتاب همه از اولاد فاطمه هستند
بارى در روايات بيان مىكند كه آن سه دسته همه از اولاد فاطمه " عليها السّلام " بوده و همه داخل در بهشت شوند ، غاية الأمر دسته اوّل با حساب شديد و رسيدن به نتيجهء اعمال خود از ظلم به نفس خود ، و دستهء دوّم با حساب آسان ، و دستهء سوّم كه وارث حقيقى قرآنند بدون حساب در بهشت داخل گردند .
از كتاب « كافى » محمّد بن يعقوب كلينى با سند متّصل خود روايت است از احمد بن عمر قال : سالت ابا الحسن الرضا " عليه السّلام " عن قول الله عزّوجّل :
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا
- الآية ،
فقال : ولد فاطمة عليها السلام ، و السابق بالخيرات الامام ، و المقتصد العارف بالامام ، و الظالم لنفسه الذى لا يعرف الامام « 1 »
مىگويد : « از حضرت امام رضا " عليه السّلام درباره تفسير و مراد اين آيه شريفه سؤال كردم . حضرت فرمود : بندگان برگزيده ، اولاد فاطمه هستند ، و سابق به سوى خيرات امام است ، و ميانهرو و عادل ، عارف به امام است ، و ستمگر بر نفس خود آن كسى است كه امام را نمىشناسد . »
و نظير اين روايت را با همين الفاظ ( به استثناى ولد فاطمه " عليها السّلام " ) كلينى از سالم از حضرت امام محّمد باقر " عليه السّلام " روايت مىكند . « 2 »
هامش
( 1 ) . « غاية المرام » ص 351 حديث چهار ، و تفسير « الميزان » ج 17 ص 49 ، و « بحار الانوار » ج 7 ص 44 از « بصائرالدرجات » .
( 2 ) . « غاية المرام » ص 351 حديث اول و « بحار الانوار » ج 7 ص 44 از « بصائر الدرجات » و نيز در ص 45 از « تفسير على بن ابراهيم » .