منظور از ارث بردن قرآن
ارث قرآن مجيد در اين آيه مباركه نيز همين طور است ، يعنى خداوند عين آن حقيقتى را كه از قرآن مجيد بر پيغمبرش وارد كرده است از ظاهر آن مانند احكام عاّم و خاصّ ، مجمل و مبيّن ، مطلق و مقيّد ، ناسخ و منسوخ ، و قصص انبياء و امتهاى گذشته ، اخلاق و معارف دينى ، توحيد به تمام مراتب آن ، و وعظ و وعد و وعيد ، مصالح و مفاسد و مراتب نفس و ظهور آن در عوالم ديگر ، و از باطن قرآن مانند تأويل و تفسير و كليّت و تطبيق و جَرى و حقائق منطويّه در آيات مانند حقيقت عالم طبع و عالم برزخ و صور مثالى ، و عالم عقل و ملائكه و روح و مقامات آنها ، و درجات ثوابكاران و دركات عاصيان و حقيقت و ادراك توحيد خالص و واقعى و كيفيّت احاطهء اسماء و صفات الهى بر تمام عوالم و اندكاك اسماء و صفات در ذات ، و حقيقت تجلّى بر جميع جهانها ، و آيات الهيّهء آفاقيّه و انفسيهء و غير اينها ، تمام اين حقايق را خدا به وارثان قرآن سپرده است به طورى كه جانشين و نازل منزلهء رسول خدا در همه اين معانى خواهند بود ، و حكم وجود باقيهء رسول اكرم را در تكفّل و حفظ و قيام به آن و اقدام به مصالح امّت طبق مدلول آن را خواهند داشت .
بنابراين وارث قرآن يك نسخهء تمام نما و كپيه وجود رسول خدا هستند ، و قرآن به همان نحوه تجلّى قرآن محكم و قرآن مفصّل
كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ
« 1 » در وجود وارثين يكى پس از ديگرى متجلّى خواهد شد ، چون بين ارث گذارنده و وارث يك نسبت واقعى بايد باشد ، همه چيز به همه كس ارث نمىرسد ، سلطنت به فرزند وزير يا وكيل ارث نمىرسد ، فنّ طبّ طبيب به فرزند فلان روفتهگر ارث نمىرسد علم عالم به فرد جاهل و غير قابل ارث نمىرسد . و از اين دريچه مىتوان تماشا كرد كه وارثين قرآن مجيد از تمام افراد بشر شبيهتر و نزديكتر به پيغمبر اكرم بوده و بلكه در صفات و صفاى باطن و استعدادات تلّقى حقايق و بواطن قرآن مانند رسول اكرم وسيع الصدر و قوى القلب مىباشند .
و بنابر همين نكته خدا مىفرمايد :
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا
« كتاب
هامش
( 1 ) . سوره هود : ( 11 ) - آيه 1 .