تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
حَكَمَيْن نمودند . و عمرو عاص كه حَكَم اهل شام بود أبوموسى اشعرى را فريفت و به خدعه و مكر او را وادار به عزل أمير المؤمنين از خلافت نمود . و بالأخره در اينجا خوارج از لشكر حضرت جدا شده صفّى در مقابل تشكيل دادند و حضرت هم كه حكم حَكَمين را كه به باطل و فريب بود امضاء نفرمود و آماده براى حركت به شام و برانداختن حكومت فاسد معاويه بود ، در وقتى كه صد هزار لشكر تهيّه ديده كه كار را يكسره كند شمشير ابن ملجم مرادى كه يكى از خوارج بود بر فرقش فرود آمده و به حرم امن و امان الهى رهسپار گرديد . عمرو عاص در زمان حيات أمير المؤمنين به مصر حركت كرد و محمّد بن أبىبكر والى أمير المؤمنين را كشت و عرش رياست خود را در آن خُطّه بگسترد و تا آخر عمر از دشمنى با خاندان رسالت كوتاهى نكرد و در مجلس معاويه امام حسن « عليه » السّلام را تعيير و تعييب كرد . « 1 » و نيز عبد الله بن جعفر را سرزنشها نمود . « 2 » امام حسن « عليه السّلام » و عبد الله جواب‌هاى كافى و شافى دادند و سيّئات و جنايت‌هاى آنها را آشكار نمودند . بارى منظور اين شرح و تفصيلى كه در احوالات عمرو عاص داديم أوّلًا ظاهر شد كه ايمان او سطحى بوده و به دل نرسيده بوده است ، و لذا همين كه دنيا به او ميل كرد دين را زير پا گذارد و خود را و دين خود را به حكومت مصر فروخت . و ثانياً : عمرو عاص كه دشمن أميرالمؤمنين بوده است در به دو امر از اعترافات حقّه دربارهء آن حضرت خوددارى نكرده بلكه با صراحت لهجه در آن نامهء اوّل كه به سوى معاويه گسيل داشت قريب به بيست منقبت از مناقب مسلّمه را كه به روايات صحيحه در شأن أميرالمؤمنين « عليه السّلام » است تذكّر داده است ، و الفَضْلُ مَا شَهِدَتْ بِهِ الاعداءُ . و از جمله اعترافات او آيه مورد بحث : ذ است كه صراحتاً گفته است شأن نزولش دربارهء أميرالمؤمنين « عليه السّلام » است . هشتم : روايتى است كه از حضرت سجّاد زين العابدين « عليه السّلام » وارد است . ابن مغازلى به سند خود از عبّاد بن عبد الله روايت كرده است كه قَالَ : سَمِعْتُ
هامش
( 1 ) . « شرح نهج البلاغة » ابن أبى الحديد ، ج 6 ، ص 287 . ( 2 ) . « شرح النهج » ج 6 ، ص 295 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 154 | السيد محمد حسين الطهراني