تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
وَ خَالَفَهُ فِيهِ اخُوهُ مُحَمَّدٌ * وَ انِّى لَصُلْبُ العُودِ عِندَ الحَقائِق « 1 »
عمرو عاص در شب تار با خود مىگويد : « اين شب بر من به درازا كشيد با افكار و همومى كه از هر طرف به من روى آورده و مرا خاطرات در پرّه افكنده ، و خوف و هراس از زد و خورد جنگهائى كه چهرهء دختران جوان را از حجاب بيرون آورده و بر ملا مىسازد مرا ناراحت كرده است . پسر هند معاوية بن ابىسفيان از من درخواست كرده من به شام سفر كنم و از او ديدار نمايم و مىدانم كه نتيجهء اين ملاقات و ديدار پديدار شدن چهره‌هاى مرگبار و مصائب و شدائدى خواهد بود . جَرير بن عبد الله بَجَلى از جانب علىّ بن أبىطالب از كوفه به شام آمده و براى معاويه پيغامى مشكل كه راه حلّ ندارد و عيش را بر او تلخ و راهها را تنگ نموده و بسته است آورده است . اگر معاويه به آرزوئى كه از كمك من دارد برسد رياست را خواهد گرفت ، و اگر به اين آرزو دست نيابد مانند اسيرى كه پاى او را در كند و زنجير بسته باشند با حركت و مَشِى ذليلانه زيست خواهند نمود . سوگند به خدا من متحيّرم و نمىدانم چه كنم و من تا به حال اين طور نبودم ، و هر وقت معاويه زمامدار من شود از من سبقت خواهد گرفت و جلو خواهد افتاد . آيا او را گول زنم و بفريبم ؟ خدعه كار زشت و پستى است ، يا آنكه از در مودّت و محبّت با او وارد شوم و آنچه از من تقاضا مىكند در طبق اخلاص نهاده ، اهداء كنم . يا در خانهء خود راحت بنشينم و در اين حال پيرى كه در هر لحظه مرگ از اطراف و جوانب تهديد مىكند آسوده زندگى كنم . عبد الله فرزند من مرا نصيحتى كرد كه نفس من به او گرويد ، اگر موانع و عوائق در سر راه من نباشد بايد بجاى آورم . امّا برادرش محمّد با او مخالفت كرد و مرا به طرفى ديگر متوجّه كرد و من در تدبير و مصلحت كار خود بسيار محكم و پا برجا هستم . »
هامش
( 1 ) . « شرح نهج البلاغة » ابن أبى الحديد ، ج 2 ص 62 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 151 | السيد محمد حسين الطهراني