تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
مىكنم و ايمان مىآورم به شرط آنكه تمام افعال و كردارهاى ناستوده‌اى را كه كرده‌ام بگذرى و مرا عفو فرمائى . حضرت فرمود : بايع يا عمرو ، فان الاسلام يجب ما قبله و ان الهجرة تجب ما قبلها « اى عمرو بيعت كن چون اسلام تمام گناهان سابق بر اسلام را محو و نابود مىكند ، و هجرت به سوى رسول خدا تمام سيئات و بديهاى قبل از هجرت را از بين مىبرد » . من بيعت كردم و اسلام آوردم . « 1 » و ابن عبد البرّ گويد : اسلام عمرو عاص در سنهء هشتم از هجرت بوده است . او با خالد بن وليد و عثمان بن طلحة به مدينه آمدند ، چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنها را ديدند گفتند : رَمَتكُمْ مَكَّة بِأفلاذِ كَبِدهَا . « 2 » مكّه پاره‌هاى جگر خود را كه شما هستيد به بيرون پرتاب كرده است . از اين روايت به خوبى معلوم مىشود كه اسلام عمرو عاص از روى خلوص سريره و عزم اوّلى و ارادهء واقعى نبوده است ، بلكه چون ديده است كه در آخر الامر بعد از همهء جنايتها به نجاشى پناه برده و او هم او را ردّ كرده و به اسلام دعوت نموده است براى خود و دنياى خود چاره‌اى جز بيعت و تسليم نمىديده است . حضرت رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم او را در وقعهء ذات السّلاسل با سيصد نفر به بلاد قُضاعه فرستادند كه آنها را به اسلام دعوت كند چون مادر بزرگش كه مادر عاص بن وائل است از محلّهء بَلِىّ بوده است حضرت او را به سرزمين بلّى و عُذره فرستادند ، او در راه از حضرت كمك خواست حضرت دويست نفر ديگر به سردارى أبو عبيده به كمكش فرستادند . « 3 » و سپس حضرت او را والى عُمّان كردند و در آنجا بود تا رسول خدا رحلت نمودند . « 4 » عمر بن خطّاب بعد از مردن يزيد بن أبى سفيان او را به ولايت فلسطين و اردن منصوب كرد و معاويه را والى دمشق و بعلبك و بلقاء قرار داد ، و سعيد بن عامر را والى حِمص نمود ، و سپس همهء اين اماكن را به معاويه سپرد و به عمرو عاص نوشت به سوى مصر
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه " شرح خطبه 83 ج 6 ص 318 و ص 319 . ( 2 ) . « استيعاب » ج 3 ، ص 1185 . ( 3 ) . « شرح النهج » ابن أبى الحديد ، ج 6 ، ص 320 ، و « استيعاب » ج 3 ، ص 1186 . ( 4 ) . « شرح النهج » ج 6 ، ص 320 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 147 | السيد محمد حسين الطهراني