تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
طايفه‌اى راهنمائى هست ( كه مقصود از راهنما على است ) . و آن كسى كه رسول خدا در روز غدير خمّ او را به ولايت نصب كرد و فرمود : هر كس من به نفس او از او سزاوارترم على به نفس او از او سزاوارتر است . و رسول خدا در غزوهء تبوك به على بن أبى طالب فرمود : نسبت و منزلهء تو با من مانند نسبت و منزلهء هارون است به حضرت موسى با اين تفاوت كه بعد از من پيغمبرى نخواهد آمد . »

بازگشت به فهرست

مراد از شاهد أميرالمؤمنين « عليه السّلام » است به روايت عمرو عاص

هفتم - نامه‌اى است كه عمرو عاص به معاويه نوشته است و در آن از اين آيه و شأن نزول آن درباره امير المؤمنين « عليه السّلام » ياد كرده است . چون معاويه كاغذى به عمرو عاص نوشت و از فلسطين او را دعوت به يارى و كمك خود و جنگ با امير المؤمنين « عليه السّلام » نمود . عمرو عاص در جواب او نوشت : « اين كاغذ از عمرو بن سعد بن ابىالعاص « 1 » است به سوى معاوية بن ابى سفيان ، امّا بعد نامهء تو را خواندم و از مطالب آن آگاه شدم . امّا به آنچه در اين نامه مرا خوانده‌اى از آنكه از عهد و ربقه اسلام خارج گردم و در گمراهى با تو و تهوّر در كمك تو به باطل راه ضلال بپويم و بر روى على مرتضى شمشير زنم ، ( اين كار را نكنم چرا كه ) او برادر رسول خدا ، و وصىّ او ، و وارث او و ادا كننده وعده‌هاى او ، و برآورندهء ديون او و شوهر دختر او سيّدهء زنان بهشت ، و پدر دو سبط رسول خدا حسن و حسين دو سيّد و بزرگ جوانان بهشت است . و امّا اينكه گفته‌اى كه تو خليفهء عثمان هستى در شام ، تو خليفهء او بودى وقتى زنده بود و ليكن امروز كه امّت با غير عثمان بيعت كرده‌اند تو نيز از پست خود معزول هستى ، و بنابراين چه خلافتى دارى ؟ و امّا تعريف‌ها و بزرگداشت‌هائى كه در اين نامه خود از من نمودى كه من از اصحاب رسول خدا و امير لشكر او در بعض از جنگها بوده‌ام من به اين ياوه بافيها گول نمىخورم و از آئين و ملّت خود دست بر نمىدارم .
هامش
( 1 ) . نسب عمرو عاص را ابن ابى الحديد درج 6 ص 281 از " شرح نهج البلاغه " اين طور ذكر كرده است : عمرو عاص بن وائل وگويد : پدر او عاص‌بن وائل يكى از مسخره كنندگان به رسول خدا و اذيت كنندگان و دشمنان آن حضرت بود و خدا درباره او به رسول خود اين آيه را فرستاد : انّا كفيناك المستهزئين .