داده و ايمان آورد و شما استكبار ورزيديد خداوند مسلّماً گروه ستمكاران را هدايت نخواهد نمود . » « 1 »
ليكن ما همانطور كه ذكر كرديم مراد از شاهد يك نفر از بنى اسرائيل است كه در زمان حضرت موسى به تورات گواهى داده و اين بر وصىّ آن حضرت يوشع بن نون منطبق مىشود و اين آيه از عبد الله بن سلام دور است .
امّا اوّلًا سوره احقاف در مكّه نازل شده است و اسلام عبد الله بن سلام در مدينه بوده است و معنى ندارد كه رسول خدا شهادت كسى را كه هنوز اسلام نياورده و غائب است و چندين سال ديگر اسلام مىآورد و فعلا سند نبّوت است و شاهد بر حقّانيّت خود در مقابل مشركين قريش و منكرين قرآن قرار دهد .
و امّا ثانياً - در آيه مباركه صراحت دارد كه اين شاهد شهادت بر مثل قرآن داده است نه بر خود قرآن ، و مراد تورات است ، و شهادت بر تورات به چه درد مشركين مىخورد ؟ به خلاف قوله و يتلوه شاهد منه كه امير المؤمنين شهادت بر خود نبوّت داده است . و امّا شهادت آن فرد از بنى اسرائيل در زمان حضرت موسى به نبّوت او يا به تورات ، مثمر ثمر بوده و سند براى نبوّت او خواهد بود .
و امّا ثالثاً - اسلام عبد الله بن سلام در به دو هجرت رسول خدا به مدينه بوده است نه بعد از استقرار آن حضرت در مدينه و روز عيد يهود . ابن عبد البرّ در ترجمه عبد الله بن سلام گويد : عبد الله بن سلام فرزند حارث اولا اسرائيلى بوده و سپس انصارى شده است . كنيه او ابو يوسف است و از اولاد يوسف فرزند حضرت يعقوب است ، و هم سوگند با انصار بوده است ، و گفته شده است كه هم سوگند با قوافله ( نام گروهى از انصار ) بوده است كه از بنى عوف بن خزرجاند . اسم او در جاهليّت حصين بود و چون اسلام آورد رسول خدا " صلى الله عليه و آله و سلم " نام او را عبد الله گذاردند و در سنه چهل و سه ( 43 ) در مدينه در زمان معاويه از دنيا رفت ، و او يكنفر از علماء يهود بود و در وقت ورود رسول خدا به مدينه اسلام آورد .
عبد الله بن سلام گويد : من با جماعتى از اهل مدينه در وقت ورود رسول خدا به مدينه براى تماشاى آن حضرت خارج شديم ، من در آن حضرت خوب
هامش
( 1 ) . الدر المنثور ج 6 ص 39 .