تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
نيست چون خود پيغمبر داراى بيّنه بوده و به حسب مورد نه به حسب استعمال آيه بر او منطبق است و خداوند مىخواهد به او بگويد كه تو كه داراى بيّنه الهيّه و شاهد خارجى هستى و كتاب موسى هم از قبل آمده و تو را تأييد مىكند بايد به قرآن ايمان آورى و در آن شكّ و ترديد نداشته باشى و گفتار مشركين قريش كه از تو گنج يا نازل شدن ملك را تقاضا مىكنند تو را خسته نكند و در تبليغ و ارشاد خلق با ثبات قدم و اراده‌اى متين قيام كنى . و نيز گفتار كسانىكه گويند مراد از بيّنه قرآن است يا حجّت عقل است نيز تمام نيست چون اين مقدّمه براى دعوت به قرآن و امر به تمسّك به آن است يعنى كسى كه داراى بصيرت باطنى و نور الهى است به قرآن ايمان مىآورد تو نيز اى رسول ما كه داراى چنين بيّنه‌اى هستى در قرآن شكّ مياور . و معنى ندارد كسى كه داراى قرآن باشد او را امر به ايمان به قرآن نموده و از ريب و شكّ در آن بر حذر داشت . و اما حجّت عقلى به علّت آنكه بيّنه‌اى كه در پيغمبر است از حجّت عقلى قوىتر است لذا معنى ندارد اين بيّنه‌اى را كه در وجود خود حضرت ختمى مرتبت موجود است منحصر در دليل عقل بدانيم . و امّا مراد از يَتلُو پهلو و كنار درآمدن است نه معناى قرائت و تلاوت ، چون صحيح نيست كه بگوئيم : آن شاهد ، پيغمبر را يا نور بصيرت رسول خدا را مىخواند ، و گفتيم بيّنه به معناى قرآن نيست تا تلاوت آن درست باشد . و امّا مراد از معناى شاهد معلوم است كه اداى شهادت است نه تحّمل آن چون تحّمل آن حجّتى براى مشركين نخواهد بود بلكه آنچه حجّت بر آنها و بلكه موجب تقويت رسول و تأييد بصيرت الهيّه و نور ربانيّه آن مىگردد اداى شهادت است ، و بنابراين مراد از شاهد كسى است كه به حقانيّت رسالت پيغمبر اعتراف دارد و با بصيرت الهيّه رسالت او را تأييد مىنمايد و ايمان به او آورده است . چون شهادت شخص صاحب يقين و بصيرت هر گونه شبهه و شكّ را مىزدايد و استيحاش و ترس از تنهائى را از بين مىبرد ، چون طبعاً كسانى كه در يك امر يا يك جهتى متفرّد و تنها هستند چه بسا در مقابل مشكلات سخت و پيش‌آمدهاى ناگوار دچار تزلزل مىگردند به خلاف آنكه كسى با سرّ آنان با آنها كمك نموده و در آن امر آنها را تنها نگذارد در اين صورت وحشت از بين مىرود و دل قوى مىگردد .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 128 | السيد محمد حسين الطهراني