ايمان مىآورند . . . و تو در حقّانيّت قرآن شك نياور . »
چون آيات سابق بيان انكار مشركين را در حقانيّت قرآن مىكرد اين آيه ناظر به آن آيات و در مقام استدلال و اقامهء برهان بر لزوم ايمان به قرآن مجيد است ، و استفهام انكارى است . در اينجا بايد ديد مراد از بينه چيست و معنى يَتلُو و معنى شاهد كدام است .
بيّنه در بعضى از آيات قرآن به معنى حجّت آمده مثل
لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ
« 1 » و در بعضى از جاها آيه و معجزه را بيّنه گويند ،
قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ
« 2 » و در بعضى از مواقع آن بصيرت خاصّ و نور مخصوصى را كه به انبياء داده شده است بيّنه گويند مثل قول نوح " عليه السّلام "
يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ آتانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ
« 3 » ليكن در بعضى از مواقع بيّنه به مطلق بصيرت الهى و نور باطنى گفته مىشود ، مثل قول خداى تعالى
أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ كَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ
« 4 » و مراد از بيّنه در آيه مورد بحث ما همين معناى اخير است چون بعداً به صيغهء جمع مىفرمايد :
أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ *
« آنها ايمان به قرآن مىآورند » . و معلوم است كه همه مؤمنين بصيرت خاصّه نبوّت را ندارند گرچه مراد از صاحب بيّنه به حسب مورد همان رسول خداست ليكن چون بيان اين جمله مقدّمه چينى براى جملهء بعدى است كه مىگويد :
فَلا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ
« اى پيغمبر در قرآن شك نياور » بنابراين مراد از بيّنه همان بصيرت الهى مطلق است كه به پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم داده شده است و مراد قرآن نيست چون با جمله تفريع بعد
فَلا تَكُ فِي مِرْيَةٍ *
سازش ندارد .
و از اين مطلب استفاده مىشود كه گفتار بعضى كه گفتهاند : مراد از صاحب بينه در اين آيه به حسب استعمال خصوص پيغمبر است صحيح نيست چون جمله جمع
أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ *
بر آن مترتب مىگردد و اين لفظ جمع از همان مفاد
فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ *
گرفته شده است .
و نيز گفتار بعضى كه گفتهاند : مراد اصحاب رسول خداست آن نيز صحيح
هامش
( 1 ) . سورة الانفال ( 8 ) - قسمتىاز آيه 42 .
( 2 ) . سورة الاعراف ( 7 ) - قسمتىاز آيه 73 .
( 3 ) . سورة هود ( 11 ) - قسمتىاز آيه 28 .
( 4 ) . سورة محّمد ص ( 47 ) - آيه 14 .