احتمال چهارم آن است كه : مراد از اهل كتاب ، افرادى باشند از علماء يهود و نصارى كه ايمان آوردهاند و بر رسالت آن حضرت گواهى مىدهند مانند عبد الله بن سلام و سلمان فارسى و جارود و تميم دارى « 1 » و سيوطى گويد : عبد الرّزّاق و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم از قتاده تخريج روايت كردهاند كه او گفته : كان من اهل الكتاب قوم يشهدون بالحق و يعرفونه ، منهم عبد الله بن سلام و الجارود و تميم الدارى و سلمان الفارسى « 2 »
و اين قول نيز باطل است چون اين افراد همه در مدينه اسلام آوردند و آيه مباركة قل الله شهيد بينى و بينكم و من عنده علم الكتاب در مكّه نازل شده است ، و معنى ندارد كه رسول خدا در مكه با مشركين قريش احتجاج نموده و دليل رسالت خود را شهادت افرادى بياورد كه بعداً در مدينه ايمان مىآورند .
و قول بعضى كه گفتهاند : مكّى بودن اين آيه منافات ندارد كه اخبار از شهادت آينده باشد ، مردود است به اينكه اين قسم احتجاج از درجه اعتبار ساقط و حجّت را تا حدّ زيادى پائين آورده و ضعيف و ساقط مىكند چون در مقابل گروهى كه الآن مىگويند : لَستَ مُرسَلًا « تو رسول خدا نيستى » اگر جواب گفته شود : كه من رسول خدا هستم به دليل آنكه چندين سال ديگر در مدينه بعضى از علماء اهل كتاب شهادت بر رسالت من مىدهند معلوم است كه چقدر ضعيف و بىاساس است . « 3 »
احتمال پنجم آنكه : خصوص عبد الله بن سلام باشد كه از علماء يهود و در مدينه در وقت هجرت رسول خدا ايمان آورده است . سيوطى گويد : ابن سعد و ابن ابى شيبة و ابن جرير و ابن منذر از مجاهد تخريج كردهاند كه انه كان يقرا : « و من عنده علم الكتاب » ، قال : هو عبد الله بن سلام « 4 »
و گويندگانى كه مىگويند اين آيه راجع به عبد الله بن سلام است بسيار پافشارى دارند ، ليكن اين قول نيز باطل است چون همانطور كه در ردّ احتمال چهارم
هامش
( 1 ) . الميزان ج 11 ص 424 و تفسير فخر ج 19 ص 69 و مجمع البيان ج 3 ص 301 و كشاف ج 2 ص 536 و تفسير ابى السعود ج 3 ص 235 .
( 2 ) . الدر المنثور ج 4 ص 69 .
( 3 ) . تفسير الميزان ج 11 ص 425 .
( 4 ) . الدر المنثور ج 4 ص 69 ، و ينابيع الموده ص 104 باب 30 .