گفتيم سورهء رعد مكّى است و عبد الله بن سلام در مدينه ايمان آورده و او را گواهى گرفتن در برابر مشركين مكه ، اسقاط حجت و فرار از ميدان احتجاج است ، و حاشا لله و لرسوله . بعضى گويند : مكّى بودن سوره منافات ندارد كه بعضى از آيات آن مدنى باشد ، و ممكن است تمام آيات سوره رعد در مكه نازل شده باشد ليكن اين آيه در مدينه نازل شده و در شأن عبد الله بن سلام باشد . جواب آن است كه مجرد احتمال ، جواز اثبات مدنى بودن آيهاى را در سورهاى مكّى نمىكند و بايد براى اثبات اين معنى نقل صحيح و قابل اعتماد در ميان باشد ، و در اينجا علاوه بر آنكه چنين نقلى نيست جمهور از علماء تصريح كردهاند كه اين آيه مكّى است كما اينكه از بحر نقل شده است . « 1 »
و سيوطى گويد : سعيد بن منصور و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و نحّاس در كتاب « ناسخ » خود از سعيد بن جبير خريج حديث كردهاند كه :
سئل عن قوله : و من عنده علم الكتاب أ هو عبد الله بن سلام رضى الله عنه ؟ قال : و كيف و هذه السورة مكية ؟ ! « 2 »
« چون از سعيد بن جبير سؤال كردند كه آيا مراد از عالم به كتاب عبد الله بن سلام است ؟ در پاسخ گفت : چگونه اين كلام صحيح است در حالى كه سوره رعد در مكّه نازل شده است . ؟ ! »
و ابن عبد البر در شرح حالات عبد الله بن سلام گويد : و قد قيل فى قول الله عزّوجّل :
وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ
- هو عبد الله بن سلام - و انكر ذلك عكرمة و الحسن و قالا : كيف يكون ذلك و السورة مكية و اسلام عبد الله بن سلام كان بعد « 3 » « در آيه مباركه گفته شده است كه مراد به عالم به كتاب عبد الله بن سلام است ، ليكن اين گفتار را عكرمه و حسن بصرى رد كردهاند و گفتهاند : چگونه اين حرف صحيح است با اينكه مىدانيم سوره رعد در مكّه نازل شده است و اسلام عبد الله بن سلام بعد از آن بوده است . »
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ج 11 ص 425 .
( 2 ) . الدر المنثور ج 4 ص 69 ، و ينابيع الموده ص 104 باب 30 .
( 3 ) . استيعاب ج 3 ص 922 .