تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
نياورد و شهادت به رسالت او نداد . مبارزه رسول خدا و دعوت آن حضرت در مكّه فقط با مشركين قريش بوده است و در اين صورت معنى ندارد كه رسول خدا احتجاج كند در رسالت خود به شهادت كسى كه او شهادت نداده است . و بعضى گفته‌اند كه مراد از شهادت در اينجا تحمّل شهادت است نه اداى شهادت ، و تحمّل شهادت مستلزم اين نيست كه شاهد در هنگام شهادت يعنى در وقت تحمّل ، ايمان به رسالت داشته باشد . بنابراين مراد از عالم به كتاب علماء يهود و نصارى هستند كه خود متحّمل چنين گواهى طبق تورات و انجيل هستند گرچه هنوز آنها ايمان نياورده‌اند « 1 » اين احتمال نيز غلط است زيرا در اين صورت مرجع احتجاج رسول خدا با مشركين قريش به علم علماء اهل كتاب خواهد بود گرچه هنوز ايمان نياورده و به رسالتش اعتراف ننموده‌اند ، و شهادت كسى كه خود مؤمن نيست و اقرار و اعتراف ندارد چگونه صحيح است ؟ و اگر اين معنى قابل قبول باشد سزاوار بود كه رسول خدا به علم خود مشركين احتجاج كند چون اعجاز قرآن بر آنها ثابت و حجّت تمام بود و بنابراين بايد خود آنها را بر رسالت خود گواه گيرد چرا عدول كرد به تحمّل شهادت اهل كتاب ؟ با آنكه مشركين با آنها در انكار رسالت شريك و در كفر مشترك بودند . علاوه بر اين سابقا گفتيم كه مراد از شهادت اداى آن است نه تحمل آن چون تحمّل آن در خداوند عزّوجّل قاطع عذر براى مشركين نبوده و احالهء به غيب خواهد بود . احتمال سوّم آن است كه : مراد از كتاب ، لوح محفوظ ، و عالم به كتاب جبرائيل باشد . سيوطى گويد : ابن ابى حاتم از سعيد بن جبير تخريج حديث كرده كه او در تفسير اين آيه گفته است : من عنده علم الكتاب جبريل « 2 » اين احتمال نيز صحيح نيست زيرا براى مشركين كه جبرائيل را قبول ندارند و شهادت جبرائيل كه جز وعده به غيب و فرار از احتجاج در نزد آنها چيز ديگرى نيست چه فائده‌اى دارد ؟ و در اين صورت اگر پيغمبر به جاى جبرائيل تمام فرشتگان از ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل و بقيه فرشتگان ملا اعلى را شاهد بگيرد براى مشركين بىفائده بوده و قاطع عذر نخواهد بود .
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ج 11 ص 425 . ( 2 ) . الدر المنثور ج 4 ص 69 .