تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
را كه جمله وصفيّه است قرار داده است . « 1 » البتّه اين كار را زمخشرى كرده تا ردائت و پستى كلام را توجيه كند و براى تفسير حسن بصرى وجهى تصوّر كند . ولى بايد دانست تبديل لفظى به لفظ ديگر كه داراى معنى صحيحى باشد موجب صحت لفظ اوّل نخواهد شد ، و چون لفظ اوّل كه دلالت بر ذات كند در قرآن مجيد وارد است لذا عطف صفت بر آن قبيح است . علاوه بر اين از آنچه سابقاً گفتيم كه مراد از شهادت خدا به رسالت پيغمبر آيات واردهء قرآنى است كه رسالت آن حضرت را تصديق مىكند در اين صورت مناسب است كه آن آيات به ذات مقدّس نسبت داده شود كه داراى جميع صفات كمال است نه به معناى وصفى ، چون شهادت ذات پروردگار از همه قسم از اقسام شهادات بالاتر است . قال سبحانه :
قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ
« 2 » و اينكه زجاج گفته است كه : صحيح نيست خدا در صدق حكم خود استشهاد به غير خود نما يد تمام نيست زيرا همانطور كه فخر رازى گويد : چگونه جايز است خدا براى اثبات مطلب خود و صدق گفتارش به انجير و زيتون و التين و الزيتون سوگند ياد كند ليكن جايز نباشد كه عالم به كتاب راى شاهد بگيرد ؟ ! « 3 » احتمال دوّم آن است كه مراد به كتاب تورات و انجيل باشد و مراد از عالمين به كتاب علماى يهود و نصارى ، و بر همين اساس سيوطى گويد : ابن جرير از طريق عوفى از ابن عبّاس روايت كرده است كه از او سؤال شد : و من عنده علم الكتاب ؟ قال : هم اهل الكتاب من اليهود و النصارى « 4 » چون يهود و نصارى در تورات و انجيل علائم نبوّت پيغمبر آخر الزّمان را خوانده‌اند و به آنچه انبياء بشارت داده‌اند مطلّعند . اين احتمال نيز صحيح نيست چون در آيه مباركه شهادت و گواهى عالم به كتاب را ذكر كرده است نه مجرّد علم را ، و اين سوره همان‌طور كه ذكر شد در مكّه بر پيغمبر فرود آمده است و در مكّه يك نفر از علماى يهود و نصارى به رسول خدا ايمان
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ج 11 ص 424 و آيه درسورة الانعام ( 6 ) آيه 19 سوره انعام 6 آيه 19 . ( 2 ) . همان مصدر . ( 3 ) . تفسير فخر رازى ج 19 ص 70 . ( 4 ) . تفسير الدر المنثور ج 4 ص 69 .