دستورى كه انسان را با تمام موجودات مىپيوندد لذّت مىبرد و كَانَّهُ انسان يك قطعهء غير قابل انفكاك از كارگاه هستى بوده است . و لذا مىبينيم كه قوانين جهاد با عبادات كاملًا سازش و ملايمت دارد . جهاد بر اساس هدايت مردم گمراه است نه بر اساس جهانگيرى و ربودن مال و ملك مردم ، لذا در دستورات جهاد اسلام تعدّى و تجاوز نيست ، بىرحمى و بىانصافى نيست ، كشتن اطفال و زنان و آتش زدن و سوزاندن درختها و متاعها و آب بستن و تشنه گذاردن و داروى سمّى ريختن نيست ، چون منظور از جهاد هدايت مردم است نه از ريشه كندن آنها براى جلب منافع شخصى ، و لذا جهاد عبادتى است كه حتّى با نماز كه لازمهاش طهارت و خلوص است كاملًا سازش دارد . نكاح با طلاق كه به صورت ظاهر دو امر متخالف هستند با هم انس و آشنائى دارند .
در قرآن مجيد به اندازهاى دستورات طلاق روى مبناى صحيح و اخلاقى بيان شده كه حقّاً اگر عمل شود يك دنيا رحمت و عطوفت را در بر دارد . مىگويد يا انسان زن را به خوبى نگاه دارد يا به خوبى رها كند ، براى طلاق او را در مضيقه نگذارد ، و اگر مهريّهء او به اندازهء يك پوست گاو پر از طلا و جواهرات بود دينارى از مهريّهء او نربايد و براى بخشيدن مهر ، او را در فشار نگذارد و به او آزار نرساند ، و در حقيقت طلاق يك امر توأم با رحمت و مودّت است . ملاحظه مىشود كه در دستورات اين دين مبين هر كارى كه انسان را به لطف و مودّت و رحمت و شفقت و حُسن نزديك مىكند تأكيد شده ، و از هر چه موجب تفرقه و جدائى و پريشانى و دورى از ابناء نوع مىباشد نهى به عمل آمده است و حتّى عيب جوئى و عيب گوئى گناه است ، سوء ظَنّ گناه است ، مردم را به القابى كه راضى نيستند ياد كردن گناه است ، سبّ و شَتْم گناه است ، تجسّس در احوال نمودن گناه است .
اسلام مىگويد مسلّماًن بايد حسن ظنّ داشته باشد و به برادران ايمانى به ديدهء نيك بنگرد و به تمام موجودات از نقطه نظر ارتباطى كه با خدا و مبدأ توحيد دارند به ديده حُسن بنگرد . مسلّماًن بايد شخصيّت طلب نباشد ، استكبار نداشته باشد ، اموال خود را به فقرا و مسكينان بدهد ، زر و سيم اندوخته نكند ، دنياپرست نباشد ، كار كند و دسترنج خود را براى رضاى خدا و وصول به اعلى درجهء انسانيّت به افراد تهيدست و بينوا بدهد . اين قوانين همه رحمت است و از توحيد نازل شده و در تمام شئون
امام شناسى (فارسى) — صفحة 73
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٧٣