تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى
« 1 » « آيا قواى فعل و اثر ، متعلّق به شما افراد انسان ، و انفعال و تأثّر از آنِ خدا است ؟ اين قسمت تقسيم نادرستى است . اين موجوداتى كه براى آنها قدرت و عظمتى قائليد فقط نامهائى هستند كه شما و پدرانتان روى آنها گذارده‌ايد ، ( و حقيقت و واقعيّتى ندارند ) و شما از روى گمان و هواى نفس آنها را در مقابل خدا مؤثّر مىدانيد . و به تحقيق كه از جانب خدا دين توحيد آمد و شما را بر اصل توحيد و انحصار قدرت و عظمت و اراده و علم و حيات و ساير صفات و اسماء به ذات مقدّس لا يزالى معرفى نمود .

قرآن به واسطهء امام هادى بشر است

بنابر اين هر كس به مقام توحيد واقعى و يقين كامل رسيده باشد او به مرتبهء انسانيّت و اصل شده و اگر نرسيده باشد ناقص ، و احتياج به تربيت دارد . معلّم و مربّى آدمى بايد شخص كامل باشد ، شخص ناقص نمىتواند راهبر انسان به كمال باشد . منظور از دين ، مجرّد بعضى از اعمال صالحه نيست تا گفته شود : كَفانا كِتابُ اللّهِ . قرآن به تنهائى نمىتواند راهبر بشر باشد ، از حقايق قرآن چه كسى خبر دارد ؟ امّام ، معلّم قرآن و عارف به مبدأ و منشأ احكام ، و در آبشخوار قانون نشسته و مصالح و مفاسد را با ديده حق بين از منشأ و اصل مىنگرد .
ثُمَّ جَعَلْناكَ عَلى شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْها وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّهُمْ لَنْ يُغْنُوا عَنْكَ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ
« 2 » « ما تو را در سرچشمه و مبدأ نزول امر قرار داديم كه قوانين و فرامين را از اصل خود مىنگرى ، بنابر اين از آنها پيروى كن و از آراء و افكار مردم بىخرد و جاهل پيروى منما . آنها نمىتوانند از بهره‌هاى الهى تو را بىنياز كنند و تو را به هدف و مقصد تو كه رضاى خدا و ملاقات خداست برسانند . » امام مىتواند دست انسان را بگيرد و او را به حقيقت مطلق رهبرى نمايد .
هامش
( 1 ) سوره النجم : 53 - آيه 21 - 23 . ( 2 ) سوره جاثيه : 45 - آيه 18 .