تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
بجاى سعادت و هدايت ريختند .

جنايات حكّام منصوب از ناحيهء اهل حلّ و عقد

آن نبوّت پاك و اساس تعاليم قرآن كه بر حيات معنوى و زندگى بر اساس توحيد و تعاليم فطرت و صدق و صفا و ايثار و انفاق و عاطفه و رحم و دستگيرى از مخلوقات و هدايت آنان به راه صلاح واقع بود در اثر مدّت كوتاهى به يك امپراطورى عظيم كه معاويه در شام تشكيل داد و بر اساس عدوان و ظلم بر مردم بيچاره و امّت متحيّر تبديل شد ، و ديكتاتورى به جاى حرمت اسلام نشست و قوانين خدا كاملًا به عكس شد ، حدود خدا تعطيل و احكام و قوانين قرآن از بين رفت و اموال مردم به يغما رفت و خون‌هاى بىگناهان ريخته شد و نواميس اسلام پاره گشت . و سپس در دوران حكومت بنى اميّه و بنى العبّاس و خلفاى بعدى چه جنايات كه نشد و حقاً اگر اين طرز حكومت را حكومت جائرهء ظالمهء شيطانيّه نام گذاريم ، سزاوارتر است تا يك حكومت الهى بگوئيم ، و تمام اين جريانات بر اساس همان اجتماع اهل حلّ و عقد بوده و اين مفاسد را به بار آورد و اين تحميلات عجيب را بر دوش مردم مسكين قرار دادند . حكومت معاويه بر امضاء و تصحيح عمر بود ، عمر او را والى شام نمود و او را بر اعراض و اموال و بيت المال مسلمين مسلّط ساخت و حكومت امپراطورى و متجمّل او را امضاء نمود ، و او را بر آن حكومت تقرير و تثبيت نمود . حكومت معاويه و سپس حكومت يزيد و مروان و عبد الملك همه بر اساس و پايهء دستور عمر بود . عمر خلافت را در مجلس شورا قرار داده و شش تن از اهل حلّ و عقد را بر آن قرار داد و بالأخره با رأى عبد الرّحمن بن عَوْف ، عثمان بر مسلمين و اعراض و اموال و دماء و نواميس آنان مسلَّط شد و پايه‌هاى اسلام را متزلزل نمود ، بيت المال مسلمين را صرف آراء شخصيّه و به اقوام خود قسمت مىكرد و معاويه را بر حكومت شام تقرير و تثبيت نمود و حكم قتل محمّد بن ابىبكر را به والى خود در مصر نوشت و بالأخره در اثر قيام مصرىها با آن وضع فجيع كشته شد و آن همه مفاسد به بار آمد . عمر به انتخاب ابوبكر كه خود را تنها اهل حلّ و عقد مىدانست بر سر كار آمد . عمر بود كه در خانهء حضرت صديقه زوج مرتضى ، بضعه رسول خدا را آتش زد و مقام ولايت كبرى را با شمشير كشيده بدون عمامه به مسجد آورد و او را امر به بيعت نمود ، در حضور جماعت مسلمين تمام فضائل و وصايت و خلافت و وزارت و ولايت و
امام شناسى (فارسى) — صفحة 56 | السيد محمد حسين الطهراني