تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
و در اين صورت عصمت حاصله به واسطهء يكى از سه علّت خواهد بود . اول آنكه تمام افراد حلّ و عقد معصوم باشند در اين صورت بدون ترديد نتيجه اين اجماع عصمت خواهد بود ، ولى بديهى است كه از زمان رحلت رسول خدا تا به حال حتّى يك روزى كه اهل حلّ و عقد همگى معصوم باشند پيش نيامده است ، و خود فخر رازى بدين حقيقت معترف است و با اين حال محال است كه خدا اطاعت خود را معلق به امر محال گرداند يعنى أُولواالامرى كه ابداً در خارج مصداق و واقعيّتى ندارد . دوّم - آنكه اهل حلّ و عقد گرچه يكايك آنان غير معصوم و جايز الخطا باشند لكن اجتماع آنها موجب عصمت باشد و اين صفت قائم بر هيئت اجتماعيه آنان است نه بر ذوات افراد ، اين نيز غلط است . چون عصمت در رأى از صفات واقعى و حقيقى است و وصف هيئت اجتماعيه يك عنوان اعتبارى بيش نيست ، و محال عقلى است كه يك واقعيتى بر يك امر اعتبارى قائم شود . صفات حقيقيّه در خارج محتاج به موضوعات واقعيّه هستند و ليكن اعتباريّات تابع نظر اعتبار كنندگان بوده ، چه بسا بر صفات حقيّقه و چه بسا بر صفات اعتباريّه امر اعتبارى را حمل كنند . و چون معلوم شد كه وصف هيئت اجتماعيّه امر اعتبارى است و ما بإزاء خارجى ندارد بنابر اين واقعيّت و خارجيّت آن همان ذوات افراد است ، اگر اين صفت عصمت بر ذوات مترتّب شود همان محاليّت اول لازم آيد ، كه چگونه جواز خطا در يكايك از افراد نتيجهء عصمت از خطا دهد و اگر اين صفت بر هيئت اجتماعيّه مترتّب شود لازم مىآيد كه امر اعتبارى مقوّم امر حقيقى خارجى گردد و اين نيز محال عقلى است . سوم - آنكه بگوئيم اين صفت نه قائم به ذواتٌ است بما هى ذوات و نه قائم به وصف هيئت اجتماعيّه است ، بلكه خداوند سنتش بر اين تحقّق يافته است كه نتيجه آراء اهل حلّ و عقد را مصون از خطا قرار دهد كما آنكه در خبرِ متواتر چنين است . در خبر هر يك از آحاد مخبرين جواز خطا موجود است و ليكن در خبر متواتر اين جواز از بين رفته و خبر ، معصوم از خطا مىگردد و لذا مفيد يقين است . و به عبارت واضح‌تر همان طورى كه خبر واحد محتمل‌الخطاء مىباشد و از كثرت اخبار اين احتمال رفته رفته ضعيف مىشود تا به حدى كه تعداد مخبرين افزايش يابند آن احتمال خطا به كلّى معدوم مىگردد و خبر مفيد قطع مىشود ،