حضرت ابو الحسن فرمودند : « مراد از أُولواالامر علىّبنأبىطالب و اوصياء بعد از آن حضرت هستند . »
و از ابن شهرآشوب روايت است كه : سَأَلَ الْحَسَنُ بْنُ صَالحٍ عَنِ الصّادِقِ عليه السّلام عَنْ ذلِكَ ، فَقالَ : الْأئمَّةُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ رَسُولِ اللّهِ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم « 1 »
« حسن بن صالح از حضرت صادق عليه السّلام از تفسير و معناى أُولواالامر سؤال مىكند ، حضرت مىفرمايند : مراد ، ائمّه از اهل بيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هستند . »
بارى از مجموع بحث استدلالى تفسيرى كه در پيرامون آيه أُولواالامر نموديم و از اين سلسله روايات وارده كه أُولواالامر را به ائمّهء طاهرين منحصر مىداند و ما مقدارى از آن را در اينجا ذكر كرديم ( و هر كس استقصاء بخواهد ملاحظه نمايد به تفسير « برهان » در ذيل آيه
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
و به « غاية المرام » كه چهار حديث از عامّه و چهارده حديث از خاصّه روايت مىكند و به « ينابيع الموّدة » مراجعه كند ) واضح شد كه بدون شكّ و ترديد مراد از أُولواالامر امّامان معصوم از گناه و از خطا مىباشند .
نقد نظريّهء « عصمت اجتماع اهل حلّ و عقد »
و عجيب آنكه همانطور كه بعداً مفصّلًا ذكر خواهيم نمود امام فخر رازى به لزوم عصمت در أُولواالامر در اين آيه مباركه اعتراف مىنمايد ولى مىگويد : عصمت و مصونيّت از خطاء به واسطهء اجتماع اهل حلّ و عقد كه ولىّ امر را انتخاب مىنمايند حاصل مىشود و به عبارت ديگر هر يك از افراد اهل حلّ و عقد فى نفسه معصوم و مصون از گناه و لغزش نيستند ولى از تبادل افكار و اجتماع آنان اين مصونيّت پيدا مىشود و بالنتيجه عصمت زائيده شدهء اجتماع اهل حلّ و عقد است .
ما ان شاء اللّه مفصّلًا به ردّ اين كلام عارى از حقيقت خواهيم پرداخت و ليكن فعلًا به يك نكته اكتفا مىكنيم و آن اينكه اگر اجتماع اهل حلّ و عقد موّلد و مورِث عصمت است پس چرا عثمان كه به وصيّت عمر ، اهل حلّ و عقد او را به روى كار آوردند اين همه اشتباه و خطا نمود ؛ چرا اين همه لغزش و گناه اجتماعى و سلب
هامش
( 1 ) تفسير « الميزان » ج 4 ص 436 .