كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مواقع بسيارى و نيز در آخرين خطبهء خود كه در روز رحلت انشاء فرمود از آنان ياد كرده و مردم را به پيروى از آنان توصيّه نموده است ؛ آنجا كه گفته است : من در ميان شما دو امر را به جاى مىگذارم كه پس از من اگر بدانها متمسّك گرديد ابداً گمراه نخواهيد شد يكى كتاب خدا و ديگرى عترت من كه اهل بيت من هستند ؛ چون خداوند لطيف و خبير براى من بر عهدهء خود گرفته است كه آن دو هيچگاه از هم جدا نشوند تا زمانى كه هر دو بر من در كنار حوض كوثر وارد شوند مانند اين دو انگشت - و رسول خدا بين دو انگشت مسبّحه دو دست خود را كه از لحاظ بلندى و هم شكلّى كاملا مانند يكديگرند به هم پيوستند و به مردم نشان دادند - و سپس فرمودند : نمىگويم مانند اين دو انگشت - و رسول خدا بين انگشت مسبحه و وسطاى خود را كه هر دو در يك دست واقع است و از نقطه نظر شكل و اندازه تفاوت دارند به هم پيوستند و به مردم نشان دادند - ( كنايه از آنكه كتاب خدا و اهل بيت من مانند يكديگرند و هيچ كدام را بر ديگرى امتياز نيست ) و سپس گفتند : اى مردم شما به اين دو چنگ زنيد و بر آنها تقدّم نجوئيد كه گمراه خواهيد شد . »
و نيز در « تفسير برهان » در ذيل آيه :
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
و در « غاية المرام » و در تفسير « الميزان » از تفسير « برهان » روايت جابر بن عبداللّه انصارى را از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت مىكند كه در آن حديث رسول خدا يك يك از ائمّه دوازده گانه را مىشمرند و علّت غيبت حضرت مهدى قائم آل محمّد را بيان مىكنند « 1 »
و اين حديث حاوى نكات درخشان و مطالبى بس عالى است .
بارى وضوح انطباق أُولواالامر بر ائمهء طاهرين عليهم السّلام تا سرحدّى است كه در روايت صادق آل محمّد براى اثبات آن دستور مباهله دادهاند . چنان كه در تفسير « برهان » و « غاية المرام » و در تفسير « الميزان » از محمّد بن يعقوب كلينى در « كافى » روايت مىكنند از ابى مسروق از حضرت ابى عبداللّه عليه السّلام :
قالَ : قُلْتُ لَهُ : انّا نُكَلَّمُ أَهْلَ الْكَلامِ فَنَحْتَجُّ عَلَيْهِمْ بِقَوْلِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ :
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
فيقولون : نزلت فى المؤمنين ، و نحتج عليهم بقول الله
هامش
( 1 ) اين حديث را در تفسير « برهان » ج 1 ص 234 و 235 و در « غاية المرام » ص 265 و ص 266 از مرحوم صدوق ، و علامه طباطبائى در تفسير « الميزان » ج 4 ص 435 و ص 436 از تفسير « برهان » نقل كردهاند و ما عين اين حديث را در اوائل جلد سوم از اين كتاب ( امام شناسى ) ذكر كردهايم .