تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
هر كس من ولىّ او هستم على ولىّ اوست . و فرمود : اى مردم من شما را به كتاب خدا و اهل بيت خودم توصيّه و سفارش مىكنم و من از خداوند عزّ و جلَّ درخواست نموده‌ام كه بين آن دو جدائى نيفكند تا زمانى كه هر دو را با هم بر من در كنار حوض كوثر وارد كند ، و خداوند دعاى مرا مستجاب نموده و اين مسئلت مرا برآورده است ؛ و فرمود : شما به اهل بيت من ياد ندهيد و آنها را تعليم ننمائيد زيرا آنها از شما داناترند ؛ و فرمود : اهل بيت من هيچگاه شما را از در هدايت بيرون نمىكنند و در در ضلالت و گمراهى داخل نمىنمايند . و اگر رسول خدا سكوت اختيار مىكرد و اهل بيت خود را در على و حسن و حسين مبيّن و معيّن نمىنمود هر آينه آل فلان و آل فلان ادعا مىكردند كه مراد از اهل بيت مائيم و ليكن خداوند عزّوجلّ در كتاب خود به جهت تصديق پيامبرش و تأييد گفتار رسولش آيه‌اى فرستاد
: إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
« 1 » و در نزد رسول خدا على و حسن و حسين و فاطمه بودند ، پيامبر گرامى در بيت امّ سلمه آنان را در زير كساء برد و به پيشگاه حضرت ربوبى عرضه داشت : بار پروردگارا براى هر پيغمبرى اهل بيتى است و اثاث البيت و متاعى است و اينان اهل من و متاع من هستند ، امّ سلمه گفت : اى رسول خدا آيا من از اهل تو نيستم ؟ رسول خدا به او فرمود : تحقيقاً راه تو به سوى خير و عافيت است و ليكن اهل من و متاع من منحصر در اين جماعت است » ؛ تا آخر حديث كه برخى ديگر از خصائص و فضائل اهل بيت را بيان مىكند . و در تفسير « برهان » و « غاية المرام » از ابن شهرآشوب از « تفسير مجاهد » روايت كرده است كه : انَّها نَزَلَتْ فى اميرِ الْمُؤْمِنينَ عليه السّلام حِيَن خَلَّفَهُ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بِالْمَدينَة فَقالَ : يا رَسولُ اللّهِ أ تُخَلِّفُنِى عَلَى النِّساءِ وَ الصِّبْيانِ ؟ فَقالَ : يا اميرَ الْمُؤْمِنينَ اما تَرْضى انْ تَكُونَ مِنّى بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى حينَ قَالَ لَهُ :
« اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ » ،
فَقالَ اللّهُ :
وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
قالَ : عَلىُّ بْنُ ابيطالِبٍ وَلّاهُ اللّهُ أَمْرَ الْامَّةِ بَعْدَ مُحَمَّدٍ وَ حينَ خَلَّفَهُ رَسُولُ اللّهِ بِالْمَدينَةِ . فَامَرَ اللّهُ الْعِبادَ بِطاعَتِهِ وَ تَرْكِ خِلافِهِ . « 2 »
هامش
( 1 ) سوره احزاب : 33 - آيه 33 . ( 2 ) تفسير « برهان » ج 1 ص 238 و « غاية المرام » ص 263 و ص 264 حديث اول از باب 57 و در « الميزان » ج 4 ص 439 از تفسير « برهان » نقل نموده است .