تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
بنابر اين واضح شد كه علّت آنكه خدا در مورد تنازع ، ارجاع به كتاب و سنّت داده و ارجاع به أُولواالامر ننموده است براى تعيين مصادر احكام و تشريع است كه منحصر به كتاب و سنّت است نه از جهت عدم حجّيّت قول أُولواالامر بلكه قول آنها حجّت است و رافع خصومت از جهت آنكه متَّخَذ از كتاب خدا و سيرهء رسول اللّه است . و مؤيّد و شاهد تمام مطالب فوق آيات بعدى است كه رجوع به طواغيت زمان را براى رفع منازعه و خصومت حرام مىشمرد .
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالًا بَعِيداً
( . آيه 60 )
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً
( آيه 61 ) . . .
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ
( آيه 64 ) . اين آيات رجوع به غير خدا و رسول را در رفع منازعات و مشاجرات حرام مىشمرد و به عنوان سرزنش و تعييب از افرادى كه براى حلّ مشكلات خود به حكّام جور كه بر خلاف حكم خدا و رسول خدا فصل خصومت مىدهند مراجعه كرده‌اند مؤاخذه مىنمايد و فقط حكم پيغمبر را فصل خصومت و رافع منازعه قرار مىدهد . اينها شواهدى است كه در آيه أُولواالامر خداوند مرجع و مستند احكام را كتاب خود و سنّت رسول خود قرار داده و از اين جهت بايد در منازعات آنها را حَكَم قرار داد ، نه از جهت آنكه قول أُولواالامر كه بنا به فرض ، معصوم بوده و از كتاب و سنّت تجاوز نمىنمايد حجّت نيست بلكه حجّيّت آن در طول حجّيّت كتاب و سنت است نه در عرض آن . اشكال پنجم : آنكه شيعه ميگويد : فائدهء امام معصوم همانا هدايت به صراط مستقيم و رهائى دادن آنها از منازعات و مشاجرات و تفرقه آنان است ، و البتّه اين نتيجه با فرض عصمت آنهاست ، ولى چنانچه فرض شود در بين خود أُولواالامر نزاعى در گيرد و راجع به اصل ولايت يا غير آن منازعه‌اى كنند در اين صورت معصوم نبوده و آن نتيجه عائد نخواهد شد . و چون آيه شريفه تنازع مردم را با وجود أُولواالامر بلكه تنازع خود أُولواالامر را بيان مىكند و در تمام احوال ، مرجع رفع خصومت را كتاب و سنّت مىداند بنابر اين با وجود فرض تنازع ميان آنها ديگر فرض عصمت براى آنها محال است .