به درجهء طبقهء اوّل نرسيدهاند ، ولى تا اندازهاى بدين مرحله آشنا شدهاند .
طبقهء سوّم عامّهء مردم هستند كه تودهها را تشكيل مىدهند ، نه خود در سطح عالى علم و عمل ارتقاء يافتهاند ، و نه در اين صراط گام بر مىدارند ، اينان تابع جلوهها و رنگها و بوها هستند ، هر چيز چشمگيرى آنان را به سوى خود مىكشد ، گرچه از معنويّت و واقعيّت تهى باشد ، ايناناند كه به هر كه زيباتر باشد رأى مىدهند ، و هر كه عكسش بر در و ديوار بيشتر خورده باشد ، و رسانهها روى او بيشتر تبليغ كرده باشند ، نظرشان را به خود خيره مىكند .
اگر بنا بشود فرضاً رأى را به تمام مردم سپرد ، و آنان را در انتخاب پيشوا دخالت داد ؛ بايد اين سپردن بر ميزان عقل و درايت و بصيرت آنان ضريب بگيرد ، مثلا به مردم عامى حقّ يك رأى دهد ، به محصّل حقّ ده رأى ، به طالب علم حقّ صد رأى ، به دانشمند و عالم حق هزار رأى ؛ به حكيم و فيلسوف الهى حقّ ده هزار رأى ، به عالم ربانى امّت و عارف كه از خود بيرون جسته ، و از هواى نفس تهى شده ، و به حقّ و حقيقت و كلّيّت راه يافته است حق صد هزار رأى ، و به آن امّامى كه در مصدر ولايت نشسته و از عالم امر نگران عالم خلق است ، و با سعه صدر و انشراح سينهء خود براى دريافت انوار الهيّه و پخش به عالم كثرت ، در آبشخوار شرع و شريعت قرار دارد حقّ تمام رأى را داد ، و او را يگانه عامل تصميم گيرى حتّى در انتخاب امام از جانب خدا دانست ؛ و اين است منطق شيعه كه مىگويد : حقّ انتخاب امام از طرف خداست كه به وسيله پيامبر يا امام پيشين معيّن مىشود .
اى آزاديخواهان جاهلى ! آيا شما هم حق انتخاب پيشوا و امام را به تودههاى مردم بر همين ميزان مىدهيد ؟ ! آيا مردم را به گروهها و دستجات مختلف تقسيم مىكنيد ! و با حقّ ضريبهاى متفاوت حقّ انتخاب را به آنان مىدهيد ! ؟
بديهى است كه چنين نيست .
بلكه بر اساس سياهى جمعيّت و تعداد نفرات ، به هر يك خواه فاضل و دانشمند باشد ، و خواه نادان و جاهل ، و خواه مغز متفكر كشور باشد ، و خواه يك فرد تهى مغز ، حق يك رأى مىدهيد !
و اين غلط است . در منطق عقل و درايت غلط است . اين رويه و سنت ، ارزش عقل و عُقلا و علم و علما را ساقط مىكند ؛ و در ميزان سنجش قيمت و ارج
امام شناسى (فارسى) — صفحة 98
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٩٨