تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
آيا در اسلام كه بناء آن بر اصل تبعيّت از حقّ و پيروى از اصالت و متن واقع بنياد گذارى شده است ، اختيار انتخاب امام را كه عقل منفصل توده‌هاست و عهده‌دار مسؤوليّت بار گران ترقّى و تكامل افراد جمعيّت‌ها به سر منزل هدايت و سعادت دنيا و آخرت و تشكيل مدينه فاضله و اقامه قسط و عدل در سراسر جهان و رهبرى به وادى عرفان و توحيد الهى است ، مىتواند به دست افرادى سپرده شود كه از درجه علم و تقوى و ادراكات عقلانيّه در مرتبه‌اى پستى قرار دارند ؟ أبداً أبداً ، عامّهء مردم انتخاب مىكنند كسى را كه مطابق ذوق آنان باشد ، و در روش و سلوك با آنان هم سليقه و همگام باشد ، و در اين صورت واضح است كه جامعه تا چه درجه‌اى سقوط و به دست تباهى و فساد سپرده مىشود ، و از محور عدل و اصالت عقل به وادى تمايلات شخصى و وهميّات اعتبارى تنزّل مىيابد . ما در اينجا يك سؤال داريم ، و طرفداران دموكراسى كه حقّ انتخاب امام و پيشوا را به تمام افراد و توده‌ها مىدهند بايد جوابگوى آن باشند . و آن سؤال اين است : در هر جمعيّتى از توده‌هاى مردم ، عامّهء مردم در يك سطح واحد از فهم و عقل و شعور و درايت نيستند ، بلكه مشهود است كه مختلف و در مراتب متفاوتى قرار دارند ، بعضى زحمت كشيده و رنج‌برده و عقل و علم خود را بالا برده ، و چون يك فيلسوف با درايت ، و يك عالم با كفايت ، و يك عارف روشن ضمير ، از حقائق اطّلاع حاصل كرده‌اند ، و به وضعيّات و مصالح و مفاسد مردم پى برده ، و با حسّ آدم شناسى خود مىتوانند اعْقَل وَ اعلِم و أورع و اشجع و ابصر افراد امّت را به امور و مصالح تشخيص دهند ، و او را براى رهبرى و پيشوائى مردم برگزينند . البّته اين افراد در تمام جوامع بشرى كمياب هستند ، و دسترسى به آنان مشكل است . طبقهء ديگر كسانى هستند كه بدين درجه از كمال نرسيده‌اند ، ولى در راه تقويت قواى علمى و عملى برآمده و در صدد تكميل آنها هستند ، و با پيمودن درجات و مراتب عقلى و علمى و كلاس‌هاى تربيتى مىخواهند خود را به كمال برسانند . اين افراد در جوامع بشرى يافت مىشوند و تعداد آنان نيز كم نيست ، ولى نسبت به مقدار افراد تودهء مردم بسيار كم‌اند ، اينان در تشخيص حق از باطل ، گرچه