قِبْلَتَكَ وَ ما أَنْتَ بِتابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ ما بَعْضُهُمْ بِتابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ
« 1 »
« اى پيغمبر اگر هر آيه و نشانهء توحيد و عظمت خدا و حقّانيّت خودت را براى اهل كتاب بياورى آنها از قبلهء تو پيروى نمىكنند ، و وجههء دل خود را به طرف مقصود و منظور تو معطوف نمىدارند ، و تو نيز با كشف حقائق و اطّلاع بر سرائر و مشاهدهء جمال لا يزالى نمىتوانى از قبلهء آنان پيروى نموده چهرهء دل خود را بدان صوب معطوف دارى . و همچنين آنها كه نيز به دستجاتى منقسم و هر كدام براى خود قبلهاى تعيين نموده و دل به دو دادهاند نمىتوانند بعضى از قبله بعضى دگر تبعيّت كنند ، و اگر تو از اهواء و افكار آنان پيروى كنى پس از آنكه از جانب خدا مطلب بر تو مكشوف افتاد و حقايق و علوم بر تو آشكارا شده هر آينه در آن هنگام از ستمكاران خواهى بود . »
تمام اين آيات به طور واضح و روشن مىرساند كه فقط بايد از حقّ تبعيّت نمود و اختيار خود را به دست آراء و افكار عامّه نسپرد ، آنها انسان را گمراه نموده و در مسلك و طريق خود وارد مىكنند و آنها به هيچ وجه از مسلك حقّ و مرد حقّ راضى نبوده و پيوسته از او گريزانند . آيا با اين حال كه سطح فكر و شعاع انديشه آنان به اين حدّ محدود است مىتوانند براى خود امام قائم به حقّ تعيين كنند حاشا و كَلّا .
عامّهء مردم گرفتار احساسات هستند و به درجهء تكامل عقل ارتقاء نيافتهاند ، و بنابر اين اگر بنا بشود حقّ انتخاب رئيس و امام به آنها سپرده شود ، اختيار آنان بر اساس تخيّلات واهيه و توّهماتِ دانيه مىباشد ، از ديدن عكسى و با استماع گفتار يك سخنرانى فريفته مىشوند و رأى مىدهند ؛ در حالى كه ممكن است آن صاحب عكس و آن سخنران از شيّادان بوده باشد و به قصد شكار مردم عامى خود را مجهّز كرده باشد ؛ ما چه بسا در زمان خود به كرّات و مرّات ديدهايم كه با نصب پوسترها و حمل پلاكاردها و نوشتن نام شخصِ كانديداها بر در و ديوار ، مردم گرايش پيدا مىكنند و رأى مىدهند ، و چون صحنه عوض شود و تبليغات دگرگون گردد ، و شخص ديگرى باز به همين منوال ، با عكس و پوستر و پلاكارد و ژست گرفتن در هنگام سخنرانى و ادعاهاى پوچ و واهى ، مردم را به خود جلب مىنمايد ، و درجهء راى خود را افزونى مىدهد .
هامش
( 1 ) سوره بقره : 2 - آيه 145 .