تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
نفى نمايد ديگر نمىماند براى انبياء و اولياء و عرفاى حقّه الّا همين‌ها كه اغلب عوام دارند .

كسانى كه ادّعاء تنزيه صرف مىكنند خود مبتلا به معرفت بالوجه هستند

بارى اگر انسان يك ذرّه بصيرت داشته باشد ، خواهد ديد همين اشخاص هم كه نفى معرفت بالوجه را مىكنند ، ناچار و اضطراراً خودشان هم تا يك درجه مبتلا به معرفت به وجه عقد قلبى اعتقادى هستند . و همين معرفت جزئى عقد قلبى شان منافى با آن تنزيه صرف است كه در مقام دعوى مىگويند . چرا كه همين‌ها در مقام دعا مثلًا ، كه خداوند را عرض مىكند : تو رحمانى ! تو رحيمى ! تو غفورى ! به من چنين و چنان بكن ! قطعاً مجرّد حروف كه به‌هيچ‌وجه معنى آن را چيزى تصوّر ننمايند قصد نمىكنند ؛ لا بدّ ذاتى را قصد مىكنند كه واجد اين صفت است و لو به وجهى كه مطابق توصيف ذوات امكانيّه نباشد ، و تصوّر نمايند كه رحمت خداوند منزّه از معنى رحمتى است كه مستلزم تأثّر و رقّت قلب است ؛ و ليكن همين معنى را هم اجمالًا باز تصوّر مىكنند كه ايشان را ايمان و اطمينان به اين معنى باعث مىشود به تضرّع و دعا . و اين مطلب و اين معرفت جزئى عقد قلبى هم منافات با آن تنزيه صرف دارد كه ادّعا مىكنند . و كسانى كه دعواى معرفت و امكان معرفت مىنمايند غير اين نمىگويند كه : اين معانى اجماليّه از اسماء و صفات الهيّه جلّ جلاله كه شما در عقد قلبى اعتقاد به او داريد ، ما به طريق كشف و شهود ، و حقايق آنها را به همين قيود تنزيهيّه رسيده‌ايم ، و همان حقايق كه به ما منكشف شده ، در عالم تصوّر و عقد قلبى مطابق همانست كه محقّقين متكلّمين اماميّه رضوان الله عليهم دارند ؛ فرقش همان [ فرقِ ] مرتبهء تصوّر و وجدان است . نظير فرق آنكه انسان معنى شيرينى را عِلماً مطابق واقعش بداند كه عبارت از كيفيّت ملائمه‌اى است كه از وصول كيفيّت بعضى از اجسام به اغشيهء منتشره به سطح دهان حاصل مىشود ؛ و اينكه شيرينى را بخورد . اين دو مطلب را به يك لحاظ مىشود گفت كه عين همند و به يك لحاظ مىشود گفت
الله شناسى (فارسى) — صفحة 52 | السيد محمد حسين الطهراني