تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
بزرگوار قرب معنوى ، و معرفت او معرفت حقيقيّه خواهد بود ؛ اگرچه بعد از اين همه تفاصيل باز به تنصيص خود آن بزرگوار و فرمايشات آل طيّبين و خلفاى مقدّسين ايشان كه علمشان با آن حضرت مساوى است ، به اين معنى كه وارث همهء علوم آن حضرت هستند ، خود آن بزرگواران هم از معرفت كنهِ حقيقت ذات عاجز باشند ؛ و اين معنى را منافاتى با دعواى حضرات نيست كه معرفت حقّ جلّ جلاله اجمالًا براى بزرگان دين و اولياى خداوند رحيم ، ممكن و مرغوبٌ فيه است . بلكه اهمّ مطالب دينيّه همين است كه بلكه كسى از اين مطالب و مراتب چيزى تحصيل نمايد . بلكه اين مطلب غايت دين بلكه علّت غائيّهء خلق سماوات و ارَضين ، بلكه تمام عالمهاست .

تنزيه صرف خداوند ، موجب تعطيل و نفى او مىباشد

و اگر كسى با همهء اين مراتب در مقام تنزيه صِرفِ ذات اقدس ايستادگى داشته باشد و بگويد : به هيچ وجه راه به معرفت خدا نيست ؛ نه تفصيلًا و نه اجمالًا ، و نه كُنهاً و نه وجهاً ، آن‌وقت اگر تأمّل صادق نمايد خواهد ديد كه اين تنزيه موجب تعطيل و موجب ابطال و الحاق به عدم است مِن حيثُ لا يَشْعُر ؛ چنان كه ائمّه صلوات الله عليهم در اخبار معتبره نهى از تنزيه صرف فرموده‌اند . در روايت « كافى » « 1 » است كه زِنديق سؤال كرد كه : فَلَهُ إنِّيَّةٌ وَ مَائِيَّةٌ ؟ ! قَالَ عَلَيْهِ السَّلَامُ : نَعَمْ لَا يَثْبُتُ الشَّىْءُ إلَّا بِإنِّيَّةٍ وَ مَائِيَّةٍ ! قَالَ لَهُ السَّائِلُ : فَلَهُ كَيْفِيَّةٌ ؟ !
هامش
( 1 ) « اصول كافى » ج 1 ، باب إطلاق القول بأنّه شىْءٌ ، ص 83 تا ص 85 ، ضمن روايت شمارهء 6 با سند متّصل خود از هشام بن حكم از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام در جواب او به سؤال زنديق ؛ تا مىرسد به اينجا كه سائل به او گفت : فَقَدْ حَدَّدْتَهُ إذْ أثْبَتَّ وُجودَهُ ! قالَ أبو عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلامُ : لَمْ أحُدّهُ وَ لَكِنّى أثْبَتُّهُ إذا لَمْ يَكُنْ بَيْنَ النَّفْىِ وَ الإثْباتِ مَنْزِلَةٌ ! قالَ لَهُ السّائِلُ : فَلَهُ إنّيَّةٌ وَ مائيَّةٌ ؟ ! تا آخر روايت .
الله شناسى (فارسى) — صفحة 49 | السيد محمد حسين الطهراني