تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
رفتن ، و سيب خوردن و حورالعين ديدن [ باشد ] نيست . چه مناسبت دارد اين معنى با اين تعبيرات ؟ ! مثلًا اگر لقاى مطلق را كسى تواند به يك معنى دور از معانى لقاء حمل نمايد ، آخر الفاظ ديگر را چه مىكند ؟ مثلًا نظر بر وجه را چه بايد كرد ؟ ! أَلْحِقْنِى بِنُورِ عِزِّكَ الأبْهَجِ فَأَكُونَ لَكَ عَارِفاً را چه بكنيم ؟ ! أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إلَيْكَ را هم مىشود كه بگويد : گلابى خوردن است ؟ ! و اگر كسى بگويد كه : قبول دارم مراد از لقاء الله اين‌ها نيست ؛ ليكن مراد از لقاء ، لقاى اولياى او از انبياء و ائمّه عليهم السّلام است براى ماها . مثلًا كسى به صدر اعظم عرض بكند ، تجوّزاً مىشود بگويد : به شاه عرض كردم . چنانچه در اخبار اطلاق « وجه الله » بر ائمّه عليهم السّلام و انبياء عليهم السّلام شده است ؛ مثلًا پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم وجه خداست نسبت به ائمّه ؛ و ائمّه عليهم السّلام وجه خدا هستند نسبت به ماها . جواب مىگوئيم : اوّلًا اينكه اين دعاها را انبياء و اولياء حتّى نفس مقدّس حضرت نبوى صلّى الله عليه و آله و سلّم مىخواندند ؛ و خود وجود مبارك آن حضرت كه اسم اعظم و وجه خداست ، پس او چه قصد مىكرد « 1 » ! ؟ مثلًا در خبر معراج كه مىفرمايد : آن حضرت ذرّه‌اى از نور عظمت را ديد از خود رفت ، اين را چه بايد كرد ؟ !
هامش
( 1 ) در دعاى شب شنبه كه در « ربيع الاسابيع » منقول است ، در ضمن صلوات و دعا به وجود مبارك حضرت ختمى مرتبت آمده : وَ ارْزُقْهُ نَظَراً إلَى وَجْهِكَ يَوْمَ تَحْجُبُهُ عَنِ الْمُجْرِمينَ . و در دعاى روز جمعه حضرت صدّيقه طاهره است : فَاجْعَلْنى كَأَنّى أراكَ إلَى يَوْمِ الْقيَامَةِ الَّذى فيهِ ألْقاكَ ! - منه عفى عنه . ( تعليقه )