تعبيرات [ مختلفه ] ، به لفظ وصول و زيارت و نظر بر وجه و تجلّى و ديدن قلب و تعلّق روح ، تعبير شده است . و از ضدّ آن به فراق و حرمان تعبير مىشود .
و در تفسير قدْ قامَتِ الصَّلاة از أمير عليه السّلام روايت است : يعنى نزديك شد وقت زيارت .
و در دعاها مكرّراً وارد است : وَ لَا تَحْرِمْنِى النَّظَرَ إلَى وَجْهِكَ . [ « و مرا محروم مگردان از نظر به سوى وجه خودت ! » ]
و در كلمات آن حضرت است : وَ لَكِنْ تَرَاهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الإيمَانِ . [ « و ليكن او را مىبينند دلهاى آدميان ، بواسطهء حقيقتهاى ايمان . » ]
و در مناجات شعبانيّه [ است ] : وَ أَلْحِقْنِى بِنُورِ عِزِّكَ الأبْهَجِ فَأَكُونَ لَكَ عَارِفاً . [ « و مرا ملحق كن به نور عزّتت كه بهجتانگيزترين است ؛ تا اينكه عارف تو گردم ! » ]
و هم در آن مناجات است : وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إلَيْكَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصيِرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ ! [ « و ديدگان بصيرت دلهاى ما را به درخشش نظرشان به سويت نورانى نما ؛ تا آنكه چشمان دلهايمان حجابهاى نور را پاره كند ، و به معدن عظمت و اصل گردد ، و ارواح ما به مقام عزّ قدست بسته و پيوسته شود ! » ]
و در دعاى كميل عليه الرّحمة عرض مىكند : وَ هَبْنِى صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِكَ ، فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِكَ ؟ !
[ « و مرا چنان پندار كه قدرت صبر و شكيبائى بر عذابت را داشته باشم ، پس چگونه مىتوانم بر فراقت شكيبا باشم ؟ ! » ]
مرد با فهم صافى از شبهات خارجيّه بعد از ملاحظهء اين تعبيرات مختلفه قطع خواهد كرد بر اينكه مراد از لقاى خداوند ، لقاى ثواب او كه مثلًا بهشت
الله شناسى (فارسى) — صفحة 42
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٢