تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
[ « خداوند اسمى را آفريد كه با حروف صدا نمىداد ، و با لفظ گويا نبود ، و با پيكر داراى جسد نبود ، و با تشبيه در وصف نمىگنجيد ، و با رنگ ، رنگ‌آميزى نشده بود . اقطار و اكناف جهان هستى از او طرد و نفى گرديده بود ، حدود و ثغور آن از او دور شده بود ، حسّ هر شخص توهّم كننده‌اى از ادراك وى محجوب بود . پنهان بود بدون آنكه پنهان شده باشد . پس خداوند آن را كلمهء تامّه‌اى بر چهار قسمت با هم قرار داد ؛ بدون آنكه يكى از آنها پيش از ديگرى بوده باشد . پس از آن اسماء ، سه اسم را به جهت نيازمندى خلائق بدان ظاهر كرد ؛ و
هامش
تَبارَكَ وَ تَعالَى خَلَقَ اسْما بِالْحُروفِ ، وَ هُوَ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْحُروفِ غَيْرُ مَنْعوتٍ . و در تعليقهء آن گويد : اين فقرهء وَ هُوَ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْحُروفِ در نسخهء « كافى » و « بحار » نيست ؛ امّا در نسخ موجودهء از « توحيد » نزد من هست . و مجلسى گفته است : « در اكثر نسخ موجود است . و ظاهراً از اختلاقات و ساختگىهاى بعضى از ناسخين است ، كه پنداشته است اين اوصاف نمىتواند صفات اسم ملفوظ باشد . و غفلت كرده است كه اوصاف مذكوره بعد از گفتار امام : فَجَعَلَهُ كَلِمَةً تامَّةً نيز ممتنع است كه براى اسم ملفوظ باشد ، با وجود آنكه قطعاً براى اسم مىباشد . بنابراين مراد به اين اسم نه اسم ملفوظ مىباشد و نه اسم مفهوم ؛ بلكه آن عبارت است از حقيقت ابداع حقّ تعالى منشأ ظهور اسماء و آثار صفاتش را در اشياء . » و كسى كه شرح اين حديث را بطلبد بايد به « بحار الانوار » و شروح كافى و تفسير « الميزان » ذيل آيه صد و هشتادم از سورهء أعراف مراجعه كند ! » [ و نيز در « توحيد » صدوق وَ هُوَ الاسْمُ المَكْنُونُ المَخْزونُ بِهذِهِ الأسماءِ الثَّلاثَةِ الَّتى اظْهِرَتْ آمده است . ] أقول : اين حديث را مرحوم فيض نيز در « وافى » از « كافى » روايت كرده است ؛ طبع حروفى - اصفهان ، ج 1 ، ص 463 و 464 ، باب 45 ، حديث شمارهء اوّل . و حقير نيز آن را در كتاب « توحيد علمى و عينى » ص 320 و 321 ، از همين مصادر مذكوره آورده‌ام .