وانگهى اين معنى هم كه بر بعضى از مقامات انبياء و ائمّه عليهم السّلام اطلاق مىشود ، بعد از اين است كه ايشان به درجهء قرب رسيده باشند و فانى فى الله شدهاند و به صفات الله متّصف شدهاند . آنوقت اطلاق وجه الله و جنب الله و اسم الله براى آنها جائز مىشود . و قول به اين معنى فى الحقيقة قبول مطلب خصم است نه ردّ .
تفصيل اين اجمال تا يك درجه اينست كه در اخبار معتبره وارد شده است كه فرمودهاند : نَحْنُ الاسْمَاءُ الْحُسْنَى . و مراد از اين اسماء قطعاً اسم لفظى كه نيست ؛ اسم عينى خواهد بود . چنان كه از اخبار معلوم مىشود خداوند عالم اسماء عينيّه غير لفظيّه دارد كه با آنها در عالم كارها مىكند . و خداوند جلّ جلاله با آن اسمها در عوالم تجلّى مىكند و تأثيرات در عالم واقع مىشود ، بلكه وجود همهء عالم از تجلّيات اسماء الهيّه است ؛ چنان كه در ادعيهء ائمّهء معصومين صلوات الله و سلامه عليهم أجمعين خيلى وارد است :
وَ بِاسْمِكَ الَّذِى تَجَلَّيْتَ بِهِ عَلَى فُلَانٍ وَ عَلَى فُلَانٍ !
[ « و ترا سوگند مىدهم به اسم تو ؛ آنچنان اسمى كه با آن بر فلان و بر فلان تجلّى نمودى ! » ]
وَ بِاسْمِكَ الَّذِى خَلَقْتَ بِهِ السَّمَاوَاتِ وَ الارْضَ !
[ « و ترا سوگند مىدهم به اسم تو ؛ آنچنان اسمى كه با آن آسمانها و زمين را آفريدى ! » ]
و در دعاى كميل است : وَ بِأَسْمَائِكَ الَّتِى مَلَأتْ أَرْكَانَ كُلِّ شَىْءٍ !
[ « و من از تو مىخواهم و مسألت دارم به اسمائت كه آنها اركان و اساس هر چيزى را پر كرده است ] ! »
روايت إنَّ اللَّهَ خَلَقَ اسْما بِالْحُرُوفِ غَيْرَ مُصَوَّتٍ
و در كتب « اصول كافى » و « توحيد » صدوق كه از جمله كتابهاى معتبر شيعه است ، روايت كردهاند از حضرت صادق صلوات الله و سلامه عليه . قَالَ :