تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩

غزل حكيم الهى سبزوارى ( قدّه ) در عظمت مقام وصول به لقاء الله

ساقى بيا كه گشت دلارام ، رامِ ما * آخر بداد دلبر خوش‌كام ، كامِ ما بس رنج برده‌ايم و بسى خون كه خورده‌ايم * كان شاه‌باز قدس فتادى به دام ما در دار ملك عالم معنى دَم نخست * زد دست غيب سكّهء دولت به نام ما مائيم اصل و جمله فروع فروغ ماست * گر خواجه منكر است بنوشد ز جام ما بر آستان پير مغان رو نهاده‌ايم * برتر ز عرش آمده زين‌رو مقام ما عرشِ سپهر خود چه بُوَد پيش عرش * دل يا كعبه در برابر بيت الحرام ما هر ذرّه خاك دُرّه و هر تخته تخت شد * چون آمد آن هماى همايون به دام ما گلبانگ نيستى چو شد از بام ما * بلند نُه بام چرخ وام برند از دوام ما اسرار بشكند كُلَه خسروى به فرق * تا گفته مىفروش تو هستى غلام ما « 1 »

گفتار حكيم فيض كاشانى ، در امكان لقاء و معرفت خداوندى

دربارهء امكان لقاء و معرفت حضرت حىّ قيّوم ابدى سرمدى ، و جمع ما بين دو دسته از روايات وارده در اين باب ، عالم محقّق و حكيم مدقّق ملّا محسن فيض كاشانى قدّس الله سرّه ، كلمهء نخستين از « كلمات مكنونة »
هامش
( 1 ) « ديوان اسرار » ص 18 و 19