« اى مردم ! مثلى زده شده است ؛ گوش خود را براى استماع آن فرا داريد :
تحقيقاً آن كسانى را كه شما از غير خداوند پرستش مىكنيد ( و براى قضاء حوائجتان مىخوانيد ) هيچگاه نمىتوانند مگسى را بيافرينند ؛ و اگرچه همه با هم براى آفرينش آن گرد هم برآيند . و اگر مگس از ايشان چيزى را بربايد ، نمىتوانند آن را از آن مگس براى خود برگردانند ! در اين صورت هم طالب ( عبادتكنندگان غير خدا ) و هم مطلوب ( آن كسان مورد پرستش ) ضعيف و ناتوان خواهند بود . »
عجيب مثالى است خلقت مگس ، و از آن پائينتر ربودن مگس چيزى را و پريدن به هوا ، و عدم قدرت از استنقاذ و باز گردانيدن آن .
مگس در نزد عامّهء مردم حقيرترين چيزها مىباشد ؛ فلهذا به آن مثال زده است ؛ و گرنه اين مثال در هر ذرّه ذرّهء از ذرّات موجودات ، صادق و حاكم و مبرهن و مشهود مىباشد .
ازينجاست كه خداوند عزّ و جلّ ، پايهء علم و مقدار دانش اينگونه كسان را كه غير از زندگى مادّى و حيات شهوى مقصد و مرادى ندارند ، پست و ناچيز شمرده است ؛ و با عبارت
ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ
« اينست نهايت نقطهء وصول دانش ايشان . » آنان را از صفحهء علما و عقلا خارج كرده ، و در زمرهء گمراهان كه غير از حيات اعتبارى در نشئهء طبيعى چيزى عالىتر و راقىتر به ذهنشان نمىرسد توصيف فرموده است :
فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا * ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى
. « 1 »
هامش
( 1 ) آيه 29 و 30 ، از سوره 53 : النّجم