تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
مىكند و او را از برخورد و معاشرت و صحبت با آنان باز مىدارد ، و از هر گونه ارتباطى منع مىنمايد . و در مقابل اين گروه ، كسانى را كه به لقاى خداوند رسيده و دل به دو داده و دين و جان و روان را به دو سپرده‌اند ، و در ازاى حيات دنيا به حيات عليا ، و به دنبال او و در جستجوى او و براى پيدا كردن وجه او ، چاشتگاهان و شبانگاهان به ياد او و ذكر او كمر مىبندند ؛ خداوند به پيامبرش خطاب مىكند : آنان را از خود طرد مكن ، و با ايشان بياميز و گرم باش ، و دست محبّتت را با ايشان بفشار :
وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ
. « 1 » « اى پيغمبر ! كسانى را كه در هنگام صبح و شب پروردگارشان را مىخوانند و ارادهء وصولِ وجه وى را دارند ، از خودت دور مكن ! به‌هيچ‌وجه چيزى را از حساب آنان بر عهدهء تو نخواهند گذاشت ؛ و به‌هيچ‌وجه چيزى را از حساب تو بر عهدهء آنان نخواهند گذاشت ! پس بنابراين اگر تو ايشان را طرد كنى ، از ستمكاران خواهى بود ! » در اينجا مىبينيم كه خداوند به پاس ارزش و قيمت مريدان وجه خداوندى ، و طالبان لقاى الهى ، در صورت طرد و منع پيامبرش خاتم الانبياء و المرسلين ، او را از ظالمان و ستمگران به حساب مىآورد . شادى و سرور و انبساط آنگاه است كه اين رابطه برقرار گردد و انسان با وصول به مقام انسانيّت خود بدين ذِروهء عليا و سَنام اعلى فائز گردد .
هامش
( 1 ) . آيه 52 ، از سوره 6 : الانعام