رُوَّادٌ ، منظور كمك به خدا نيست ؛ بلكه مقصود دستاندركارانى هستند كه در عالم كثرت و طبيعت موجب تقدير و اندازه گيرى و حفظ و مصونيّت هر موجود از گزند موانع ، و بالاخصّ انسان از آلام و آفات و عاهات مىباشند . و معلوم است كه هر صنف از فرشتگان مأمور مأموريّت خاصّى براى افاضهء فيض از جانب خدا بر عالم كثرت هستند ، و اسباب تعيّن و تقدير رحمت ازلى و پخش آن به عالم امكان مىباشند . و در حقيقت اين جملات بيانكننده و نمايشگر صفات و افعال و مأموريّتهاى ملائكه مىباشد ؛ و همه آيه هستند و آئينه ، و ظهور و مظهر براى نور ظاهر حقّ تعالى و تقدّس .
بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ * لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ .
« 1 »
و ثانياً : در آيات قرآن كه نصرت خدا را به مؤمنين نسبت مىدهد ؛ چون آيه كريمهء :
إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ .
« 2 »
و يا مثلًا عنوان قرض را به ذات اقدس او ؛ چون آيه :
مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ .
« 3 »
در اين موارد و موارد مشابه آن كه بسيار است ، چه قسم معنى نصرت و إقراض و ما شابَههُما توجيه مىشود ؟ به همان توجيه أَعْضَادٌ 2 و مُنَاةٌ توجيه مىشوند .
فقدان به معنى اعدام و نيستى است ، نه غيبت و عدم مصاحبت
و امّا اشكال چهارم : و آن اينكه به حقّ متعال ، فاقد كل مفقود اطلاق شده است . و فاقد بمعنى غائب و عدم واجد است ؛ مثل قوله تعالى :
قالُوا نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِكِ
، چون ياران عزيز مصر به برادران يوسف گفتند : ما جام
هامش
( 1 ) ذيل آيه 26 و آيه 27 ، از سورهء 21 : الانبياء
( 2 ) ذيل آيه 7 ، از سورهء 47 : محمّد
( 3 ) صدر آيه 245 ، از سورهء 2 : البقرة ؛ و صدر آيه 11 ، از سورهء 57 : الحديد